نسل اندر نسل در جستجوی هویت!

نسل اندر نسل در جستجوی هویت!

با این حال افراد زیادی نیز سال‌هاست که در پی دریافت شناسنامه‌اند و اقدامات مورد نیاز را هم انجام داده‌اند اما روند کارهای اداری، بوروکراسی و استعلامات زمان‌بر و رفت‌وآمدهای پرهزینه تشکیل و پیشرفت پرونده را عقب انداخته‌ و سرعت رسیدگی به پرونده‌ها را کند کرده است. روستاییان باید تا بخش یا مرکز استان برای آزمایش دی‌ان بروند. بیشتر این افراد توانایی مالی و هزینه سفر ندارند و هرچند برخی خیران هزینه‌های رفت‌وآمد عده‌ای را می‌پردازند، هنوز بسیاری افراد باقی مانده‌اند. قصه دریافت مدارک هویتی همچنان ادامه دارد. برخی خسته شده و رهایش کرده‌اند، برخی اما خستگی‌ناپذیر نسل اندر نسل در پی دریافت ابتدایی‌ترین حق خود یعنی هویت‌شان هستند.
سوخت بری در شأن مردم بلوچ و ملت ایران نیست؛ راهکارمقابله با آن توسعه اقتصاد منطقه‌ای است

سوخت بری در شأن مردم بلوچ و ملت ایران نیست؛ راهکارمقابله با آن توسعه اقتصاد منطقه‌ای است

با نگاه به واقعه سراوان و محنت مردمان غیرتمند بلوچ و زمینه‌های خشونت و ناآرامی که در این صحنه آفریده شده که همه آنها به ضرر ایران و بلوچستان است، توسعه نیافتگی و فقر و نابرابری این منطقه، زمینه اصلی این گونه وقایع است که به خاطر کوتاهی دولت ها پدید آمده است.

«زن» بودن بزرگ‌ترین مانع کار کردنم است/ حتی مشکلات زنان را از زبان و نگاه مردان دریافت می‌کنیم
ساجده عرب‌سرخی:

«زن» بودن بزرگ‌ترین مانع کار کردنم است/ حتی مشکلات زنان را از زبان و نگاه مردان دریافت می‌کنیم

تمرکز من بر کارهای فرهنگی با راهکار آموزش و بازی است اما یادمان هم نرود که بچه‌ای که گرسنه است، درس هم یاد نمی‌گیرد. بازی هم قطعا وظیفه بچه‌هاست و در بازی کردن‌هاست که می‌آموزند چگونه رفتار کنند. با این نگاه فکر می‌کنم در خوزستان و سیستان و بلوچستان بیش از ۳۰ پارک احداث کردیم. به همین جهت ما در نهایت به راهکار بورسیه کردن دانش آموزان و دانشجویان مستعد اما کم‌برخوردار رسیدیم تا با حمایت مالی بتوانیم جلوی برخی از ترک تحصیلی‌ها را بگیریم. این فعالیت تثبیت شده ما طی ماه‌های اخیر بوده اما در کنار این کار مستمر ماهانه، هر ماه یک الی دو پروژه را هم تقبل می‌کنیم مثلا تکمیل خانه‌ها، تامین هزینه‌های درمان و... ولی به طور مستمر دغدغه‌مان ادامه تحصیل و توانمندسازی است
قصه تکراری مرکز و حاشیه و نگاه ساکنین!

قصه تکراری مرکز و حاشیه و نگاه ساکنین!

حالا من موجود دوزیستی شده‌ام که هر دو منطقه برایم جنس وطن پیدا کرده است. سر سفره غذا، زمان چای و هنگام گپ زدن در سیستان و بلوچستان از چیزهایی می‌شنوم که در گروه‌ها و جمع‌های تهران خبری از آنان نیست. و از سوی دیگر در جلسات و گعده‌های خود در تهران درباره مسائلی بحث می‌شود که همه در سیستان و بلوچستان با آن بیگانه‌اند. هرچند جامعه مورد نظر من کاملا کف خیابان و شهر و روستاست اما این تفاوت در دغدغه‌ها و چالش‌ها و دعواها در سطح گروه‌های سیاسی و اجتماعی و حتی حاکمیتی این دو جغرافیا(به عنوان مثال) به وضوح قابل رویت است