محیط‌بانان قربانیان خاموش محیط زیست؛ بررسی وضعیت حافظان محیط زیست ایران در گفت و گو با حمید میرزاده

در سال های اخیر بارها نامشان را شنیده ایم و یا در خبرها دنبالشان کرده ایم. نامشان گاه به عنوان شهید خدمات رسانی به محیط زیست آمده و گاه در کمپین های نجاتشان وقتی در مقابل ویرانگران محیط زیست ایران دست به سلاح می‌برند از آنها خوانده و شنیده‌ایم. تعدادی از بهترین فرزندان ایران که

در سال های اخیر بارها نامشان را شنیده ایم و یا در خبرها دنبالشان کرده ایم. نامشان گاه به عنوان شهید خدمات رسانی به محیط زیست آمده و گاه در کمپین های نجاتشان وقتی در مقابل ویرانگران محیط زیست ایران دست به سلاح می‌برند از آنها خوانده و شنیده‌ایم.

تعدادی از بهترین فرزندان ایران که تنها با سودای عشق به طبیعت این لباس های خاکی رنگ را برتن کرده بودند در میان بی توجهی های مسولین این سرزمین، خاک از خونشان گلگون شده است. فرزندانی که نه فیش های حقوقی میلیونی نصیبشان بوده و نه امنیت شغلی و نه امنیت مالی و نه حتی امنیت جانی؛ که تنها سودای عشق به محیط زیست و منابع طبیعی این سرزمین است که با همه این مشکلات و خطرات هنوز هم حفاظت از طبیعت را با جانشان بر عهده می گیرند.

وقتی جان را کف دست می گیرند برای حفاظت از میراث طبیعی ایران و هیچ پناهی ندارند اگر از سلاح خود استفاده کنند مجازات می شوند و اگر نکنند این میراث است که نابود می شوند و آنان با مهم ترین داشته خود، با خودشان با تنشان می ایستند تا شاید کمی چشم ها باز شود ، تا شاید مسولان این حوزه بالاخره از پشت میزها برخیزند و ببینند که خلا قانونی با حافظان محیط زیست این سرزمین چه می کند.

حالا کاش پاسخ بدهند که چند تن از محیط بانان ایران باید خونشان کوه و دشت و جنگل های ایران را سرخ کند تا مافیای کثیف چوب و جنگل بالاخره دیده شود؟ چند فرزند دیگر این سرزمین باید به خاک بیافتد تا قاچاقچیان غیرمجاز از پرده آهنین مصونیت خارج شوند؟ چند تن دیگر از محیط بانان ایران باید در مسلخ قربانگاه حاضر شوند تا قوانین حفاظت از آنان تغییر کند؟ چند تای دیگرباید قربانی شوند تا بالاخره فریاد مظلومیتشان شنیده شود؟