• تاریخ انتشار : سه شنبه 16 آذر 1400 - 15:25
  • کد خبر : 5205
  • چاپ خبر

کنشگران دانشجویی در گفت و گو با امتداد از فراز و فرود جنبش دانشجویی گفتند

اعتراض و تحصن می‌کنند، بیانیه می‌نویسند، بازداشت و ستاره‌دار و تعلیق می‌شوند و حتی زخمی یا کشته می‌شوند. از چند ماه پس از کودتای سال ۱۳۳۲ تا دهه هفتاد، سال‌های امنیتی پس از انتخابات سال ۸۸ و تا همین آبان و دی ۹۸ برای کنشگران دانشجویی روال همین بوده‌‌است و مصایب کنشگری همین‌.

امتداد-مرجان زهرانی:

اعتراض و تحصن می‌کنند، بیانیه می‌نویسند، بازداشت و ستاره‌دار و تعلیق می‌شوند و حتی زخمی یا کشته می‌شوند. از چند ماه پس از کودتای سال ۱۳۳۲ تا دهه هفتاد، سال‌های امنیتی پس از انتخابات سال ۸۸ و تا همین آبان و دی ۹۸ برای کنشگران دانشجویی روال همین بوده‌‌است و مصایب کنشگری همین‌.

حالا هم قریب به ۴ ترم تعطیلی صحن دانشگاه، پیکر کنشگری دانشجویی را نحیف‌تر از قبل کرده‌است.با دور ماندن دانشجویان از صحن دانشگاه و انجمن‌های دانشجویی مطالبه‌گری آنها به فضای مجازی و بیانیه‌های گاه و بیگاه محدود شده و دیگر خبری از روزهای درخشان جنبش دانشجویی دهه هفتاد نیست. سایه نگاه امنیتی بر سر دانشجو و کنشگری دانشجویی بیش از پیش باعث شده که اثربخشی این جنبش با سوالاتی رو‌به‌رو باشد. به مناسبت شانزدهم آذر روز دانشجو «امتداد» با برخی کنشگران دانشجویی گپ و گفتی داشته و از آنها خواسته که به این ۳ سوال پاسخ دهند:

۱️⃣آیا می‌توان گفت هنوز جنبش دانشجویی از قدرت و تاثیرگذاری برخوردار هستند؟چه ملزوماتی لازم ست تا تاثیرگذاری آن افزایش پیدا کند؟

۲️⃣بزرگ‌ترین و مهم‌ترین نقطه ضعف جنبش دانشجویی در دهه‌های پس از انقلاب که باید در صدد رفع آن بود را چه می‌دانید؟

۳️⃣نسبت جنبش دانشجویی با آزادی‌خواهی و عدالت‌خواهی چیست؟ در واقع می‌توان گفت کدام گفتمان امروز در جنبش دانشجویی پررنگ است و در بیان مطالبات به کدام سو گرایش دارد؟

 معین شاکری، عضو انجمن اسلامی دانشگاه تهران و فعال نشریات دانشجویی: کارنامه دولت‌ها بر روی کنشگری دانشجویی تاثیر می‌گذارد

آیا می‌توان گفت هنوز جنبش دانشجویی از قدرت و تاثیرگذاری برخوردار هستند؟چه ملزوماتی لازم است تا تاثیرگذاری آن افزایش پیدا کند؟

معتقدم که این روزها نباید دیگر از لفظ جنبش دانشجویی استفاده کرد. به این دلیل که سال‌هاست از این ماجرا عبور کردیم و الان با مجموعه‌ای از تشکل‌ها رو‌به‌رو هستیم که در حوزه‌های مختلف کار می‌کنند و نمی‌توان برای این دوران از ترکیب جنبش استفاده کنیم. همچنین معتقدم تاثیرگذاری این تشکل‌ها چه از نظر کیفی و چه از نظر کمی نسبت به قبل بسیار کاهش پیدا کرده‌است و امروز این تشکل‌ها از پویایی سابق برخوردار نیستند که دلایل مختلفی دارد و قطعا تک‌علتی نیست. امیدواریم رویه‌ای پیش گرفته شود که تشکل‌ها به جایگاه پیشین خود باز گردند که هم در سطح دانشگاه  و هم در جامعه حرفی برای گفتن داشتند و جریان‌ساز بودند. اما این که چه ملزوماتی برای افزایش تاثیرگذاری آنها لازم است باید بگویم که بخشی به خود تشکل‌ها باز می‌گردد. تشکل‌ها باید در جذب نیرو و اقدامات تشکیلاتی به ثبات رسیده،‌حرفی برای گفتن داشته‌باشند و برنامه و چارچوب مدونی برای فعالیت داشته‌باشند که متاسفانه خیلی از تشکل‌ها این شرایط را ندارند. همچنین تشکل‌ها باید تلاش کنند که مطالبه‌گری به روز داشته‌باشند. متاسفانه خیلی از تشکل‌های دانشجویی خواسته‌ها و مطالباتی را مطرح می‌کنند که چندان با واقعیت‌های روز جامعه هم‌خوانی ندارد. از طرفی باید برای جذب اعضای جدید بتوانند فعال شوند. متاسفانه در یکی دو سال گذشته و در جریان همه‌گیری کرونا، دانشگاه‌ها غیرحضوری بودند و به همین دلیل خیلی از تشکل‌ها و حتی گروه‌های فکری نتوانستند افراد جدید را جذب کنند. اما بخش دیگری از این ملزومات تاثیرگذاری تشکل‌های دانشجویی به خارج از دانشگاه باز می‌گردد و به فضای سیاسی و اجتماعی مرتبط است. چه دولت اصولگرا و چه اصلاح‌طلب و کارنامه آنها بر روی کنشگری دانشجویی تاثیر می‌گذارد. هر کدام از این تشکل‌ها نزدیکی‌هایی به برخی جریانات سیاسی دارند و به تبع آن از شرایط آنها متاثر می‌شوند. البته این برای همه تشکل‌ها یکسان نیست و سعی می‌کنند همه دولت‌ها را نقد کنند. انجمن اسلامی دانشجویان هم در این گروه است و تلاش دارد کارنامه تمام دولت‌ها را نقد کند. علاوه بر این‌ها وضعیت اقتصادی و اجتماعی به گونه‌ای ست که دانشگاهیان چه اساتید و چه دانشجو دلسرد هستند و فضا بسیار راکد و ناراحت‌کننده است. بسیاری عملا قائل به امکان کنشگری در این فضا نیستند. همچنین شرایط اقتصادی آنقدر سخت شده که بیشتر دانشجویان برخلاف سال‌های پیشین درگیر کار بوده و وقت کمی برای فعالیت‌های داوطلبانه دانشجویی دارند. رویدادهای روز جامعه هم دانشجویان را دلسرد کرده‌است و خیلی از دانشجویان کنشگری در این فضا را نمی‌پسندند و به تشکل‌ها هم علاقه‌ای ندارند.

بزرگ‌ترین و مهم‌ترین نقطه ضعف جنبش دانشجویی در دهه‌های پس از انقلاب که باید در صدد رفع آن بود را چه می‌دانید؟

فکر می‌کنم آنچه پس از انقلاب بسیار به تشکل‌های دانشجویی ضربه زده‌است، بیشتر از آنکه نقطه ضعف تشکل‌های دانشجویی باشد، فضای سیاسی کشور بوده‌است. متاسفانه فضای سیاسی و اجتماعی کشور به سمتی پیش رفته که فضا برای کار تشکیلاتی و دانشجویی محدود شده و قطعا این فضا بر روی تشکل‌های دانشجویی هم تاثیر به سزایی گذاشته و باعث شده صدمات بسیاری ببینند. اگر بخواهم به اشتباهات تشکل‌های دانشجویی بپردازم، باور دارم که تشکل‌های دانشجویی در برهه‌هایی خودشان را به جریانات سیاسی کشور پیوند دادند و نتوانستند به صورت نهاد دانشجویی استقلال خود را حفظ کنند. خوب است که تشکل‌های دانشجویی با فضای سیاسی و جریانات سیاسی کشور پیوند‌هایی داشته‌باشند اما این که بخشی از آن جریان‌ها شوند و به یک دفتر حزبی در دانشگاه‌ها برای جریانات سیاسی اشتباه است. این اتفاق به تشکل‌های  دانشجویی ضربه زیادی زده‌ و باعث شده وقتی یک جریان سیاسی در سطح کشور افول کرده، تشکل‌های دانشجویی هم افول کرده و بدنه خود را از دست بدهند. در واقع اشتباهات جریانات سیاسی هر بار بر دوش تشکل‌های دانشجویی افتاده است در حالی که می‌شد از سال‌های گذشته به نحوی مدیریت شود که در کنار همکاری با گروه‌های فکری-سیاسی استقلال کنشگری دانشجویی حفظ شود. در واقع همکاری و در عین حال استقلال به صورت توامان باید وجود داشته‌باشد. اگر تشکل‌های دانشجویی بتوانند به موقع و درست جریانی که با آن همکاری می‌کنند را نقد کنند و در کنار حمایت، معایب آن جریان را گوشزد کرده و به اصطلاح چک سفید امضا ندهند الان قطعا می‌توانستند امروز در جامعه تاثیرگذارتر بوده و از اقبال و اعتماد عمومی بهره ببرند اما متاسفانه این اشتباه رخ داده و الان تاثیرش را در فعالیت دانشجویی می‌بینیم.

نسبت جنبش دانشجویی با آزادی‌خواهی و عدالت‌خواهی چیست؟ در واقع می‌توان گفت کدام گفتمان امروز در جنبش دانشجویی پررنگ است و در بیان مطالبات به کدام سو گرایش دارد؟

تشکل‌های دانشجویی همواره از جامعه تاثیر می‌گرفتند و بر جامعه تاثیر می‌گذاشتند. در سال‌های گذشته هم مبحث عدالت و هم آزادی‌خواهی مورد نظر کنشگران دانشجویی بوده و به آن پرداخته‌اند. زمانی مساله آزادی‌خواهی، آزادی‌های سیاسی و اجتماعی بیشترین مطالبه بود و تشکل‌ها هم چه موافق و چه مخالف در این عرصه کنشگری می‌کردند. امروز با توجه به مسائلی که جامعه با آن درگیر است مساله عدالت پررنگ‌تر است. به همین دلیل تشکل‌های دانشجویی چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا سعی می‌کنند به این موضوع بیشتر بپردازند. البته باید به این نکته اشاره کنم که این دو لازم و ملزوم یکدیگر هستند. اگر امروز درگیر مساله فساد هستیم و عدالت در جامعه بسیار کمرنگ شده به این دلیل است که آزادی بیان و نقد در جامعه کمرنگ است. حتی افرادی که سعی می‌کنند با فساد موجود مبارزه کنند با برخوردهای سختی مواجه شوند. همین هم باعث افزایش فساد می‌شود. امروز در جامعه ما گفتمان عدالت‌خواهی بیشتر مورد توجه است و تشکل‌های دانشجویی هم سعی کردند در کنار گفتمان آزادی‌خواهی به عدالت توجه ویژه داشته‌باشند.

سپهر صمدی‌راد، فعال دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی: تیغ سانسور و سایه نگاه امنیتی بر سر فعالیت دانشجویی

آیا می‌توان گفت هنوز جنبش دانشجویی از قدرت و تاثیرگذاری برخوردار هستند؟چه ملزوماتی لازم است تا تاثیرگذاری آن افزایش پیدا کند؟

به نظر من همچنان می‌توان گفت جریان دانشجویی از قدرت و تاثیرگذاری برخوردار است. اگر به پیش از کرونا و دورانی که دانشگاه‌های فعالیت حضوری داشتند را بررسی کنیم، زمانی که باید دانشگاه یکی از مهم‌ترین مراکزی بود که نسبت به حوادثی که رخ می‌داد،‌ واکنش نشان می‌داد. اگر بخواهم مثالی از همین سال‌های اخیر بزنم، مساله سقوط هواپیمای اوکراینی در دانشگاه‌ها با واکنش‌های جدی رو‌به‌رو شد. متاسفانه کرونا و غیرحضوری شدن دانشگاه‌ها باعث شد که فعالیت‌های دانشجویی به نوعی به محاق رفته و پویایی لازم را از دست داد. اعتبار جریان دانشجویی از صحن دانشگاه است و این صحن دانشگاه است که باعث می‌شود جریان دانشجویی شکل بگیرد. دانشجو زمانی که در دانشگاه نباشد،‌ نمی‌تواند به صورت عیان دغدغه‌مندی خود را بروز بدهد. همین هم باعث می‌شود که صرفا فعالیت‌های مجازی انجام شود که قدرت لازم جریان‌های دانشجویی را کاهش داده‌است. البته نباید از تیغ‌سانسور گذشت که تاثیر بسیار زیادی بر بی‌رمق شدن پیکر فعالیت‌های دانشجویی داشته‌است. فشارهای خارج از دانشگاه بر روی کنشگری دانشجویی آنقدر زیاد بود که خیلی‌ها دلسرد شدند و برخی هم دچار مشکل شدند. هنوز برخی از دانشجویان به دلیل همین کنشگری‌های دانشجویی درگیر پرونده‌های قضایی شدند. همه این اتفاقات باعث دلسرد شدن می‌شود اما نمی‌شود گفت تاثیرگذاری جریان دانشجویی از دست رفته‌است. شاید برای مدتی کنشگری دانشجویی کم شد اما با باز شدن دانشگاه و با توجه به مجموعه مشکلات جاری قطعا دانشجویان دغدغه‌مندتر حاضر خواهند شد. از سویی با تغییر دولت، تغییر مدیریت در دانشگاه‌ها را هم شاهد هستیم و قطعا تیغ سانسور شدیدتر و جدی‌تر خواهد شد. همه این مسائل باعث می‌شود که تاثیرگذاری کمتر شود.

بزرگ‌ترین و مهم‌ترین نقطه ضعف جنبش دانشجویی در دهه‌های پس از انقلاب که باید در صدد رفع آن بود را چه می‌دانید؟

بزرگترین نقطه ضعف جریان دانشجویی را در دو مقوله می‌بینم. اول خارج از دانشگاه و سدی ست که باعث می‌شود جلوی کنشگری دانشجویی گرفته شود. پروژه‌ای که از سال‌های قبل شروع شده و آن سیاست‌زدایی از دانشگاه است هم منجر به این شده که داوطلبان کار دانشجویی کم و کنشگری دانشجویی پر هزینه باشد. جریانی خارج از دانشگاه که کنشگری دانشجویی را به شدت رصد کرده و نمی‌خواهد به ضرر آن اقدامی صورت گیرد باعث محافظه‌کاری دانشگاه شده‌است. نهادهای نظارتی در سال‌های اخیر دخالت قابل توجهی در دانشگاه داشته و حتی باعث شدند که دانشجو برای پاسخگویی نسبت به کاری که در دانشگاه انجام داده حتی به خارج از دانشگاه برود. همچنین باید به این نکته توجه داشت که با تغییر هر دولت جنبش دانشجویی هم اوج و فرودهایی را تجربه کرده‌است. در واقع اگر اوج کنشگری دانشجویی را در سال‌های ۷۶ به بعد بدانیم، این حرکت‌های دانشجویی در سال ۸۸ با فرود جدی مواجه شد و  در سال‌های بعد نیز سایه نگاه امنیتی بر سر دانشگاه بود. در واقع جنبش و کنشگری دانشجویی بسیار به شرایط خارج از دانشگاه گره خورده‌است.

نسبت جنبش دانشجویی با آزادی‌خواهی و عدالت‌خواهی چیست؟ در واقع می‌توان گفت کدام گفتمان امروز در جنبش دانشجویی پررنگ است و در بیان مطالبات به کدام سو گرایش دارد؟

امروز ترکیبی از گفتمان آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی مد نظر جریان دانشجویی بوده‌است. به هر حال جریان‌ دانشجویی هم طیف‌های مختلفی را شامل می‌شود و هر کدام سازوکارهای متفاوتی را پیش گرفته‌اند. بنابراین می‌توان گفت ترکیب این دو را می‌توان در جریان دانشجویی دید. مطالبات دانشجویان هم در حوزه آزادی‌خواهی و هم در حوزه عدالت‌طلبی بوده و هست چرا که این دو مقوله به هم پیوند خورده‌اند.

*علی نانوایی، دانشجوی دکتری علامه طباطبایی و فعال دانشجویی: اعتراض مردمی در دی۹۶ و آبان۹۸، نقطه عطف جنبش دانشجویی در دو دهه اخیر است

-آیا می‌توان گفت هنوز جنبش دانشجویی از قدرت و تاثیرگذاری برخوردار هستند؟چه ملزوماتی لازم ست تا تاثیرگذاری آن افزایش پیدا کند؟

جنبش دانشجویی از نظر بنده آن بخش از فعالیت‌های دانشجویی است که خارج از قواعد و مناسبات رسمی مستقر قرار می‌گیرد؛ بنابرین هر شکل فعالیت دانشجویی، تشکلی و سیاسی درون دانشگاه را نمی‌توان مصداق جنبش دانشجویی دانست. از این منظر اتفاقا می‌توان گفت که تا حدودی نیمه دوم دهه نود، دوران احیا و تحرک دوباره جنبش دانشجویی بوده‌است. در این دوره جریان‌های دانشجویی‌ پدید آمدند که بر خلاف تشکل‌های دانشجویی سابق، از نهادهای صاحب قدرت و جناح‌های سیاسی حکومتی، مستقل بوده و خود به تولید ادبیات و گفتمان خود می‌پرداختند. به نظر من همراهی این جریا‌ن‌ها با جنبش‌ها و اعتراض مردمی در دی۹۶ و آبان۹۸، نقطه عطف جنبش دانشجویی در دو دهه اخیر است. اما چه ملزوماتی لازم ست تا تاثیرگذاری جنبش‌ دانشجویی افزایش پیدا کند؟ در حال حاضر که دانشگاه تعطیل است و طبعا امکان فعالیت در آن یا حول آن وجود ندارد. ولی به صورت کلی همین ادامه فرآیند استقلال از جریان‌های سیاسی که با شعار اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تموم ماجرا در دانشگاه نمود پیدا کرد، می‌تواند موجب طرح مسایل و راهکارها و گفتمان‌های جدید در دانشگاه باشد.

بزرگ‌ترین و مهم‌ترین نقطه ضعف جنبش دانشجویی در دهه‌های پس از انقلاب که باید در صدد رفع آن بود را چه می‌دانید؟

-همانطور که پیشتر گفتم مدت مدیدی جریان‌های دانشجویی، نقش شاخه دانشجویی نهادها و جناح‌های سیاسی را به عهده گرفته و بعضا برخی تشکل‌ها به مثابه دفتر دانشجویی احزاب و ارگان‌های خاصی به شمار می‌رفتند. علاوه بر این، سرکوب‌ها و فشارهای امنیتی قضایی بر فعالین دانشجویی خود از موانع فعالیت‌های آزادانه به شمار می‌روند.

-نسبت جنبش دانشجویی با آزادی‌خواهی و عدالت‌خواهی چیست؟ در واقع می‌توان گفت کدام گفتمان امروز در جنبش دانشجویی پررنگ است و در بیان مطالبات به کدام سو گرایش دارد؟

میل به آزادی و عدالت که همواره در ذات جنبش دانشجویی بود است که گاه در قالب گفتمان‌ها و جریان‌های فکری مختلف ظهور و بروز داشته است. اما در سال‌های اخیر، از یک سوی با بحران‌های اقتصادی و افزایش شکاف طبقاتی و فقر و… روبه رو بودیم و از سوی دیگر با پیشروی سرکوب و استبداد. در نتیجه آزادی و عدالت، توأمان، نقش پررنگ‌تری در گفتمان و ادبیات نیروهای اجتماعی، جامعه مدنی و به خصوص جریان‌های دانشجویی پیدا کرد. در این دوره جدید جریان‌های دانشجویی مختلف هر یک سعی دارند خود را نماینده و صدای مطالبات فرودستان معرفی کرده و با آنان ارتباط گیرند.

حسام محلاتی، دبیر کل سابق انجمن اسلامی دانشگاه ارومیه: برنده‌ی بزرگ تعطیلی دانشگاه‌ها از یک زمان به بعد نه سلامت دانشجویان که حاکمیت بود

آیا می‌توان گفت هنوز جنبش دانشجویی از قدرت و تاثیرگذاری برخوردار هستند؟چه ملزوماتی لازم ست تا تاثیرگذاری آن افزایش پیدا کند؟

جنبش دانشجویی به سان تقریبا تمامی جنبش‌های مدنی دیگر زاییده‌ی نوعی احساس نیاز به تغییر و تحول بنیادین در بستر پیرامون خودش است. جنس فعالیت و خواست‌ها با دیگر جنبش‌ها مثل جنبش کارگران و معلمان و کشاورزان و غیره یکی است؛ شاید تنها خصیصه‌اش این باشد که حاملین این تحولخواهی دانشجویان هستند. میخواهم روی این تاکید کنم که حداقل در شرایط فعلی تمامی این جنبش‌ها در یک سمت و در سمت دیگر نظمی سرکوبگر و ناصواب قرار دارد. پس وقتی صحبت از قدرت و تاثیرگذاری می‌شود باید ببینیم که این موازنه قدرت به کدام یکی از جهت‌های سکون یا تحول تمایل دارد. با این اوصاف بنظر می‌آید که به دلایل مختلفی اکنون در وضعیتی قرار داریم که نارضایتی‌ها و خواست‌های برآورده نشده عمومی از یک طرف و بی‌کفایتی‌ها و واپس‌گرایی سیستم از طرف دیگر باعث شده طبقه حاکمه و مردم روز به روز در فاصله بیشتری از همدیگر قرار بگیرند. حال مزیت جنبش دانشجویی در کانالیزه بودن و متمرکز بودن آن نسبت به باقی جنبش‌ها بود؛ اما با تعطیلی دانشگاه‌ها (که قطعا برنده‌ی بزرگ آن از یک زمان به بعد نه سلامت دانشجویان که حاکمیت بود) این بستر از بین رفت. می‌توان گفت این بار کووید فرصت انقلاب فرهنگی دیگری برای سیستم در دانشگاه‌ها فراهم کرد. نتیجه‌ی آن هم پدید آمدن فرصتی طلایی برای سرکوب و تخلیه دانشگاه از جنبش بود. تحلیل دقیق از اثربخشی جنبش دانشجویی منوط به بازگشایی دانشگاه‌ها است؛ اما بنظر این‌طور می‌آید که دیگر نباید انتظار وجود آن جنبش رسمی انجمنی پیشین را از دانشگاه داشت. اما این‌که دانشجویانی در دانشگاه هستند که از بطن جامعه آمده و حامل تمامی آن خواست‌ها و مطالبات هستند حقیقتی است که باعث ایجاد حلقه‌های غیررسمی و مدنی‌تر در بستر دانشگاه خواهد شد.پ

بزرگ‌ترین و مهم‌ترین نقطه ضعف جنبش دانشجویی در دهه‌های پس از انقلاب که باید در صدد رفع آن بود را چه می‌دانید؟

نقاط ضعف زیادی وجود داشته‌است. به نظرم نمی‌توان به هیچکدام «بزرگ‌ترین» را نسبت داد. اما فکر می‌کنم جدای فشارهای بیرونی که قبلا هم عنوان شده از قبیل سرکوب بی‌رحمانه و پروژه‌های نفوذ و تاسیس تشکل‌های موازی و غیره که به آن تحمیل شده، شاید تقریبا در تمامی ادوار از بدتحلیلی‌هایی رنج برده‌است. این تحلیل‌های اشتباه هم گاه از طرف برخی ادوار بدان وارد شده. بت‌سازی و قدسی‌نگری هم از جمله این آسیب‌هاست. البته تقریبا تمامی این نقاط ضعف، ماهیت ثانوی دارند و از پس همان فشارهای بیرونی متولد شده اند.

نسبت جنبش دانشجویی با آزادی‌خواهی و عدالت‌خواهی چیست؟ در واقع می‌توان گفت کدام گفتمان امروز در جنبش دانشجویی پررنگ است و در بیان مطالبات به کدام سو گرایش دارد؟

آزادی و عدالت‌خواهی اساسا از همدیگر جدایی‌پذیر نیستند. گاهی برخی اینطور گمان می‌کنند که فعلا زمان تاکید بر روی مطالبات آزادی‌خواهانه است و بالعکس. اما همین تاکید بر اولویت‌دهی هم به خودی خود حاصل تحلیلی اشتباه و مخرب است. همانطور که مقوله فرهنگ و اقتصاد و سیاست از همدیگر جدایی ناپذیرند، آزادی و عدالت هم همینطور هستند. بنظرم این تقسیم‌بندی‌ها بجای اینکه بخواهند تفاوت‌های ماهوی این مسائل را نشان دهند، برای فهم بهتر جنبه‌های مختلف یک کل واحد اختراع شده‌اند. ما برای آنکه عدالت اجتماعی را بطلبیم نیاز به بستری آزاد برای اعمال این مطالبه داریم؛ اگر هم آزادی‌خواهی مقصود ما باشد، باز هم می‌بایست نظام و اجتماعی وجود داشته باشد تا ابزارهای این خواست را بطور عادلانه در اختیار ما قرار دهد. پس مقصود جنبش دانشجویی نباید این باشد که به آزادی «یا» عدالت برسد؛ بلکه هدف دست‌یابی به آزادی «و» عدالت است. در واقع رسیدن به سیستمی که به حدی کارآمد و کافی باشد که حداقل‌هایی منطقی از آزادی و عدالت اجتماعی را به رسمیت بشناسد و همچنین امکان پیشرفت مترادف در این وجوه را در خود داشته باشد. سیستمی که مطلقا در تضاد با ایجاد گروه‌های هوادار با اطلاق نفع اقتصادی و رانت‌های سیاسی باشد.

 

امیرحسین حاجی‌علی‌بیگی: دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریفجواب هر انتقاد ما سرکوب است

آیا می‌توان گفت هنوز جنبش دانشجویی از قدرت و تاثیرگذاری برخوردار هستند؟چه ملزوماتی لازم ست تا تاثیرگذاری آن افزایش پیدا کند؟

در روزگاری که تیغ برّان نهادهای امنیتی تن نحیف فعالان دانشجویی را نشانه رفته و پاسخ هر نقد با تعذی داده می‌شود، دیگر جان و توانی برای فعال دانشجویی نمانده است. آبان و دی ۹۸ نشان داد که دیگر کنش دانشجویی و گفت‌وگو برای حاکمیت محلی از اعراب ندارد و جواب هر انتقادی سرکوب است.تا زمانی‌که رویهٔ حکومت برخوردهای امنیتی و استفاده از قوهٔ قهریه باشد، کنش دانش‌جویی مرده و فضای گفت‌وگو جای خود را به اعتراضات خیابانی خواهد داد؛ و این پیامد مستقیم رفتار غلط همیشگی حاکمیت در برابر دانشجویان است.

بزرگ‌ترین و مهم‌ترین نقطه ضعف جنبش دانشجویی در دهه‌های پس از انقلاب که باید در صدد رفع آن بود را چه می‌دانید؟

بزرگترین نقطهٔ ضعف جنبش دانشجویی در سال‌های اخیر تکه‌تکه شدن و عدم انسجام به‌واسطهٔ سهم‌خواهی‌ برخی از گروه‌ها برای پرچم‌داری این جریان بوده است که باعث شده این جریان به نتیجه نرسیده و راه سواستفاده حاکمیت را برای سرکوب بیشتر و انهدام جریان‌های دانشجویی باز نگه دارد.

نسبت جنبش دانشجویی با آزادی‌خواهی و عدالت‌خواهی چیست؟ در واقع می‌توان گفت کدام گفتمان امروز در جنبش دانشجویی پررنگ است و در بیان مطالبات به کدام سو گرایش دارد؟

در کشوری که آزادی و عدالت شعار مستمر حاکمان است ولی در جامعه اثری از آن دیده نمی‌شود، آزادی‌خواهی جای خود را به شعارزدگی می‌دهد. این واژه‌ها در ذهن مردم به‌صورت شعار نقش بسته و دیگر باوری برای تحقق آن‌ها وجود ندارد.راه نجات فقط و فقط یک چیز است؛ پاسخ‌گو کردن مسئولان حکومت نسبت به تمامی خواسته‌های مردم به هر قیمت!گفتمانی نیز برای فعالان دانشجویی فعلی متصور نیستم. صادقانه کنشگران در برابر مردم نیز سرشان پایین است و نقش پیش‌رو را نیز از دست داده‌اند. یک زمانی‌ مدعی بودیم با گفت‌وگو می‌شود راه نجاتی یافت و مردم را بر این باور امیدوار کردیم؛ اما مسئولان حکومت با تندوری محض و وقاحت تمام این باور را خشکاندند و امروز به عقیدهٔ من کنشگران دانشجویی فقط شرمندهٔ مردم هستند برای همیشه.

لینک کوتاه

برچسب ها

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.