• تاریخ انتشار : سه شنبه 16 آذر 1400 - 14:51
  • کد خبر : 5199
  • چاپ خبر

تاجزاده: لغو تحریم‌ها از آتش زدن برجام مهم‌تر است

لغو تحریم‌ها، خواسته‌ای نیست که تحقق آن ممکن نباشد. حدود ۲۰-۳۰کشور طی ۳۰ سال گذشته دارای جهش اقتصادی بودند. تمامی این کشورها به سمت تنش‌زدایی با دنیا و توسعه روابط خود با کشورهای تاثیرگذار مانند روسیه، آمریکا، چین و دیگر کشورهای توسعه‌ یافته به لحاظ اقتصادی حرکت کردند

این روزها سیاست در پشت پرده قرار دارد ووحدت نانوشته‌ای در میان دلسوزان برای کمک به دولت و سایر نهادهایتصمیم‌ساز ایجاد شده که مهمترین آن تلاش برای لغو تحریم‌هاست. در دورهفعالیت دولت آقای روحانی سنگ‌اندازی‌های سیاسی از سوی مخالفان برایموفق نشدن دولت در لغو تحریم‌ها صورت می‌گرفت اما اکنون بخشی از همانجریان در صف مذاکره کنندگان برای لغو تحریم‌ها هستند. اصلاح‌طلبان همبه‌رغم تحمل سال‌ها تخریب و تهمت تاکید دارند منافع ملی برایشان در اولویتاست و حاضرند اگر کمکی از سوی دولت خواسته شود، پاسخ مثبت دهند. ازسوی دیگر همین اصلاح‌طلبان که می‌گویند دولت هیچ کمکی از آنها نخواستهاست، وظیفه خود می‌دانند به ارائه راهکارهایشان برای حل مشکلات از طرقدیگر اقدام کنند مانند یک معاون سیاسی وزارت کشور در دولت اصلاحات کهمشارکت مردم را راهکار حل مشکل آب اصفهان می‌داند. در راستای وضعیتکشور و راهکارهای برون‌رفت از مشکلات، سیدمصطفی تاج‌زاده با«آرمان‌ملی» گفت‌وگو کرده است که متن آن را در ادامه می‌خوانید.

مشکلات اقتصادی و فشار معیشتی سبب ناامیدی و نارضایتیاقشار مختلف جامعه شده که قابل کتمان نیست. البته این ناامیدیو وضعیت نامساعد معیشتی، معترضان را به سمت اقداماتغیرقانونی سوق نداده است. از سوی دیگر برخی معتقدند فقر وفشار اقتصادی یکی از دلایل وقوع انقلاب است و انقلاب از فقرآغاز می‌شود. در چه جوامعی مشکلات معیشتی و اقتصادیمنتهی به وقوع تغییر ساختار شده است؟

پرسشی که مطرح کردید، شامل دو بخش می‌شود؛ در بخش نخست بهوضعیت نامساعد معیشتی اقشار زیادی از مردم اشاره شده و بخش دومدرباره احتمال تغییر ساختار یا وقوع انقلاب ناشی از فشار اقتصادی است. به‌طور طبیعی این دو مقوله به صورت همزمان رخ نمی‌دهد، چراکه مردم برخیجوامع دیگر هم به‌رغم اینکه ناامید هستند و شرایط معیشتی آنها هم هر روزنامساعدتر می‌شود، به ندرت به سمت انقلاب می‌روند. باید به این نکته توجهداشت که وقوع انقلاب تنها محدود به وجود نارضایتی و اعتراض از سویمردم نیست، بلکه این فقط یکی از عوامل بروز مشکلات اساسی است. مؤلفه‌هایی مانند وجود رهبریت، سازماندهی جامعه خواهان تغییر، امید بهبهبود شرایط و… که برای وقوع تحول ضروری است نیز باید وجود داشتهباشد. فشارهای اقتصادی و معیشتی موجب وقوع تغییر بنیادین در ایراننمی‌شود، چراکه دیگر مؤلفه‌های مورد نیاز وجود نداشته و مؤلفه موجود، یعنینارضایتی و ناامیدی مردم به تنهایی نمی‌تواند زمینه‌ساز تغییرات بنیادینشود. اگر سؤال این باشد که آیا اکثریت مردم جامعه از وضعیت معیشتیناراحت هستند، پاسخ مثبت و این نارضایتی عیان و مشهود است. همچنیناگر سؤال این است که آیا چشم‌انداز مثبتی پس از سپری شدن سه ماه ازشروع به کار دولت مشاهده می‌شود که پاسخ فعلا منفی است. دلیل آن هماین است که اساسا هنوز برنامه‌ای از سوی دولت ارائه نگردیده و امیدوارم کهدر آینده نزدیک این برنامه ارائه شود.

اشاره داشتید وقوع هر غییر بنیادین نیاز به مولفه‌هایی است کهسایرین از او تبعیت داشته باشند. این درحالی است که امروزه دربسیاری از موضوعات، به‌ویژه در عرصه سیاسی شاهد آن هستیمکه جامعه دیگر در انتظار مواضع احزاب به عنوان مراجع سیاسینیست و به نوعی این احزاب و سیاسیون هستند که براساستصمیمات اتخاذشده از سوی جامعه حرکت می‌کنند. آیا موافقهستید که جامعه از احزاب  جلوتر حرکت می‌کند و به نوعی شاهدسردرگمی و سرگشتگی احزاب هستیم؟

علاوه بر احزاب، این سرگشتگی در میان مردم عادی هم قابل مشاهده و درکاست، چراکه از  وضعیت موجود ناراضی هستند و تصور می‌کنند وضعموجود در کوتاه مدت اصلاح‌پذیر نبوده و هرروز مشکلات جدیدی افزودهمی‌شود. ضمن اینکه هیچ چشم‌انداز مثبتی برای حل مشکلات وجود ندارد،زیرا مطمئن نیستند که اگر دوباره در وضعیت کشور تغییر بزرگی رخ دهد،شرایط خوبی در انتظارشان است. بی‌شک اگر جامعه چنین اطمینانیداشت، به سمت ایجاد آن تغییرات بزرگ حرکت می‌کرد. برای درک بهترموضوع می‌توان به بهارعربی اشاره کرد که در تمام کشورها با شکست مواجهشد. مردم ما وضعیت نامساعد کشورهای همسایه را مشاهده می‌کنند وتجاربی‌ مانند شکست بهار عربی را نیز در ذهن دارند. فقدان چشم ‌اندازمثبت برای ایجاد تحولات بزرگ، تنها درباره ایران صدق نمی‌کند و چنانکهشاهد بودیم برخی کشورهای منطقه، با چه مشکلات و معضلاتی مواجهشدند. به عبارت دیگر از آنجایی که چشم انداز انقلاب در کشورهای منطقهمثبت نیست، بنابراین حرکت در این مسیر اشتباه است.

البته شکست بهار عربی و به نتیجه نرسیدن اعتراضات مردمی،یک روی سکه است. شاهد هستید که برخی کشورهای همسایه ومنطقه پیشرفت چشم‌گیر اقتصادی داشته‌اند؟

درست است. اتفاق مهمی که رخ داده و توجه نخبگان و مردم را به خود جلبکرده، رشد اقتصادی جهش‌وار برخی از کشورهاست. بدین معنا که پس ازآنچه در شرق آسیا رخ داد و کشورهای زیادی مانند چین، کره‌جنوبی‌،اندونزی، مالزی و حتی  بنگلادش به سمت  توسعه  حرکت  کردند، برخیکشورهای عربی و آفر‌یقایی هم به سمت توسعه اقتصادی رفتند. این پدیدهحکایت از آن دارد که در دوره کنونی، جهش اقتصادی کاملا اقدامی ممکن وقابل دستیابی است. یکی از اعتراضات نخبگان ایران به تصمیم‌گیران، همینموضوع است که چرا ایران در مسیر توسعه قرار نمی‌گیرد.

عدم تحقق این مطالبه به تحریم‌های وضع شده برای کشور گرهخورده است. چنانکه بارها شاهد بودیم مسئولان، توسعه مطلوب وجهش اقتصادی را منوط به لغو تحریم‌ها کرده‌اند.
لغو تحریم‌ها، خواسته‌ای نیست که تحقق آن ممکن نباشد. حدود ۲۰-۳۰کشور طی ۳۰ سال گذشته دارای جهش اقتصادی بودند. تمامی این کشورهابه سمت تنش‌زدایی با دنیا و توسعه روابط خود با کشورهای تاثیرگذار مانندروسیه، آمریکا، چین و دیگر کشورهای توسعه‌ یافته به لحاظ اقتصادی حرکتکردند. آنها تلاش داشتند که رابطه دوستانه‌ای با جهان برقرار کنند تا درمسیر جهش اقتصادی خود از همراهی آنها بهره‌مند شوند. جامعه ما هم ازتصمیم‌سازان انتظار دارد که همین مسیر را طی کنند. اخیرا آیت‌ا‌… صافیگلپایگانی، به‌رغم آنکه می‌دانست قطعا مورد انتقاد و هجمه گروه‌هایی کهتوسعه اقتصادی به ضررشان است؛ قرار می‌گیرد، از لزوم ارتباط ایران وبرقراری رابطه مثبت و تاثیرگذار با جهان برای بهبود شرا یط اقتصادی کشورصحبت کردند.

مطالبات جامعه که در ابتدای گفت‌وگو به آن اشاره داشتید، در یکقاب گنجانده می‌شود یا در چند بخش قابل تعریف است؟

مطالبات به دو بخش تقسیم می‌شود. یک بخش از مطالبات در حوزه حقوقشهروندی است که از جمله آنها می‌توان به فعالیت آزاد احزاب و سیاسیونبدون اعمال محدودیت‌های ذکر نشده در قانون، سبک زندگی دلخواه، انتشارمطالبی که درج آن در نشریات منع قانونی ندارد و بازکردن میدان برایروزنامه‌نگاران جهت خبررسانی بدون دغدغه به جامعه و… اشاره کرد. بخشدیگر مطالبات در حوزه حقوق اجتماعی افراد جامعه است که شامل از بینرفتن فقر، ارتباط مؤثر و دوستانه با جهان، فراهم کردن نیازهای طبیعی هرشهروند مانند اشتغال، تغذیه، بهداشت، آموزش و… است. این دو مطالبه بهعنوان خواسته اصلی اصلاح‌طلبان پیگیری شده و سعی داریم تا آنجا کهمی‌توانیم در مسیر تحقق این مطالبات تلاش کنیم. این مطالبات که به نام«مطالبات دموکراتیک» مطرح و به این معناست که جامعه همزمان با پیشرفتاقتصادی، به گشایش‌های سیاسی نیز دست یابد. آنچه در این مقطع اهمیتداشته و می‌تواند به تشکیل ائتلافی فراتر از اصلاح‌طلبان منجر شود، ایناست که همگی بر این نکته تاکید کنیم ایران نیز باید یکی از کشورهایی باشدکه در مسیر توسعه اقتصادی حرکت می‌کند و باید با فقر، فلاکت و تورممقابله جدی کند.

آیا به تاثیرگذاری روندی که اشاره کردید، اطمینان دارید؟سال‌هاست این مطالبات از سوی گروه‌های مختلف به‌ویژهسیاسیون مطرح می‌شود، اما نتیجه‌ای ندارد و همین موضوعسبب بی‌اعتمادی بخشی از جامعه به وعده‌های سیاسیون شدهاست.

به عنوان نمونه آیا معتقدید دولت سیزدهم و مجلس یازدهم کهبرخی از اعضایش در گذشته، شعارهای زیادی علیه برجام دادند وحتی آن را آتش زدند، به خواست مردم و کارشناسان توجه و باآمریکا و دیگر کشورهای عضو برجام مذاکره می‌کنند؟

پاسخ کاملا روشن است، چرا اکنون به مذاکرات وین رفتند. می‌توانستند درمذاکرات ۸ آذر حضورنداشته باشند، اما رفتند تا حاضر باشند و مذاکرهکنند.

درست است که هدف ایران رسیدن به توافق مطلوب است، امابسیاری از کارشناسان معتقدند این شرط که بازگشت آمریکا بهبرجام منوط به لغو همه تحریم‌هاست، سبب خواهد شد که بازگشتآمریکا به برجام و دستیابی به یک توافق خوب آسان نباشد. اینطور فکر نمی‌کنید؟

مشخص است که این شرط محقق نمی‌شود. حتی آقای باهنر هم که جزواصولگرایان و از همان طیف است، اخیرا تاکید کرد «اینکه ما بگوییم بایدهمه تحریم‌ها برداشته شود تا ما مسائل هسته‌ای را حل کنیم، فکر نمی‌کنم بهنتیجه برسد». مگر نمی‌گفتند برجام خسارت محض و ترکمنچای است که بایدآن را آتش زد. پس چرا آتش نمی‌زنند.

بخشی از این تغییر برنامه، از سوی مخالفان سازماندهی شدهبود تا در مسیر مذاکرات دولت قبلی سنگ اندازی کنند. اما اکنوننیازی به مخالفت ندارند و در این مقطع خودشان همان مسیر راطی می‌کنند.

پر واضح است هر آنچه که توانستند برای جلوگیری از موفقیت آقای ظریف وتیم مذاکره‌کننده انجام داده و منافع ملی کمترین اهمیتی برایشان نداشت. اکنون لیدرهای آنها در قوه مجریه و تصمیم‌گیر هستند و مردم پاسخمطالباتشان را از آنان می‌خواهند. از طرفی هم باید دانست که ترس و هراسآنها از چیست. اکنون از ترس مردم است که دیگر برجام را خسارتنمی‌خوانند و آن را آتش نمی‌زنند. حتی اگر مذاکرات به نتایج مطلوبی منجرنشود هم، به مردم خواهند گفت که با آمریکا، اروپا و دنیا مذاکره کردیم، ولیآنها توافق نکردند. اشتباه است که تصور شود مطالبه مردم تاثیری ندارد،چراکه قدرت مردم تاثیر زیادی در تصمیم‌گیری‌ها مسئولان دارد. به همینجهت نقش‌آفرینان در عرصه مذاکرات، باید پاسخی برای این سؤال مردمداشته باشند که چرا در مسیر لغو تحریم‌ها حرکت نمی‌کنند. اگر آنان حتیدر دل به نعمت بودن تحریم‌ها معتقد و درعمل به آن تداوم بخشیده تا همچناناز منافع اقتصادی آن بهره ببرند، هرگز به دلیل هراس از مردم این خواستقلبی خود را عیان نمی‌کنند، حتی اگر به قیمت کنترل فضای سیاسی وممانعت از فعالیت منتقدان باشد. مردم خواهان لغو تحریم‌ها هستند و بارهااین مطالبه را با صدای بلند اعلام کرده‌اند. افرادی که در گذشته می‌گفتندتحریم نعمت است، اکنون برای لغو تحریم‌ها به مذاکره می‌نشینند. اگر آنانواقعا اعتقاد داشتند که تحریم‌ها نعمت است، چرا اکنون برای از بین رفتن ایننعمت در حال تلاش هستند؟ ضمنا زمانی‌که از افکار عمومی صحبتمی‌کنیم، منظور اکثریتی از جامعه است که به فکری متمایل شوند؛ نه اینکهتنها اصلاح‌طلبان در موضوعی مطالبه داشته باشند.

ظاهرا برخی دلسوزان جریان اصولگرا هم با اصلاح‌طلبان در لزوممذاکره برای لغو تحریم‌ها هم‌نظر هستند و به نقدتندروهای جریانخودشان می‌پردازند که مذاکره را نفی می‌کنند.

درست است. تحریم تنها مشکل من و جناح سیاسی من نیست، بلکه همه مردمرا با هر گرایشی دچار مشکل کرده است. بنابراین نباید آن را به موضوعیسیاسی و جناحی تقلیل داد، بلکه موضوعی ملی است که همه باید جهتبهبود شرایط برای لغو آن تلاش کنند. همچنین این نگاه که در کوتاه‌مدت وطی ۱۰-۲۰ سال آینده می‌توانیم جامعه‌‌ای توسعه یافته شویم، در حال تبدیلبه نگاه غالب بر کل نخبگان است. اگر تمام اصولگرایان، اصلاح‌طلبان و حتیمخالفان با صدای بلند این خواسته را بر زبان بیاورند، تصمیم‌گیران توانمخالفت با آن را نداشته و باید این مطالبه را تحقق بخشند. چراکه درغیراین‌صورت باید به جامعه توضیح دهند که به چه دلیل در مسیر حل مشکلاتاقتصادی گام برنداشته‌اند. آنها می‌دانند که از یکسو بحران بی‌آبی مشکلاتزیادی را برای کشور پدید آورده و از سوی دیگر مولفه‌هایی همچون خاک،کشاورزی ، آلودگی هوا و برق و… در شرایط مطلوبی نیست. در این مقطع باانواع مشکلات مواجه هستیم و اگر تدبیری برای حل مشکلات اقتصادینشود، طبیعی است که اعتراض‌ها بیشتر می‌شود. نمی‌توان با این مردم کهخواهان برآورده شدن نیازهای اولیه خود مانند آب، برق و… هستند، برخوردقهری کرد. دولت و تصمیم‌گیران باید بدانند در صورت عدم تحقق خواسته‌هایمردم وقوع هرج و مرج ممکن می‌باشد. در سوی دیگر جامعه هم باید بداند کهتنها گزینه موجود در این مسیر، رسیدن به جامعه ایده‌آل و دموکراتیک نیست،بلکه آنارشیسم و بی‌دولتی گزینه دیگری است که ممکن است خدای نکردهدچار آن شویم. بنابراین هردو طرف باید متعهدانه به گونه‌ای عمل کنند کهجامعه در مسیر توسعه و حل مشکلات قرار گیرد. این روند باید به نحویساماندهی شود که هر دو طرف احساس رضایتمندی حداقلی داشته باشند وآن تنها در فضای توسعه‌ای پدیدار می‌شود یعنی تصمیم‌گیران باید بپذیرند کهبعد از ۲۴ سال به تورم سالانه ۲۰ درصد پایان دهند، چون جامعه دیگر تحملاین میزان تورم را ندارد. رشد اقتصادی در دوسال نمی‌تواند کمتر از رشدسالانه در طول ۲۴ سال گذشته باشد، آن هم در دوره‌ای که کشورهای دیگردر حال جهش اقتصادی هستند.

یکی از مشکلات مطرح، خروج سرمایه از کشور و صرف آن برایآبادانی کشورهای دیگر است. نمونه آن را می‌توان خرید انبوهمسکن از سوی ایرا نیان در ترکیه دانست. از طرفی آمار مهاجرتنخبگان به میزان نگران کننده‌ای افزایش یافته است. به عنواننمونه دکتر پزشکیان اخیرا با اشاره به سیل مهاجرت پزشکان، دلیلآن را کاهش درآمد و تفاوت آن با کشورهای خارجی و نیز نحوهبرخورد جامعه با پزشکان دانسته است.

همان‌طور که اشاره کردید مهاجرت و به ویژه مهاجرت نخبگان و متخصصان،مشکل بزرگی برای کشور است. اما باید توجه داشت که در درجه اول حفظنخبگان، پزشکان و متخصصانی که هنوز در کشور باقی مانده‌اند اهمیتبیشتری دارد. اگر درایت به خرج داده شود، می‌توان علاوه بر حفظ نیروهایموجود و پرورش نیروهای جدید، راه بازگشت را برای آنانی که مهاجرتکرده‌اند، گشود. اما اگر قرار به عدم تغییر و تداوم مسیر فعلی باشد، ضربهسنگینی به مؤلفه نخبگی در کشور وارد می‌شود و شرایط به نحو ی خواهدشد که مجبور به مداوای شهروندان در خارج از کشور شویم. جامعه باید بهسمت اجماع درباره مسایل مهم کشور حرکت کند.

اکنون همه ارکان از یک  طیف سیاسی  هستند، یعنیتصمیم‌سازان اصلی  دارای دیدگاه مشترکند. این یکدستی را مفیدمی‌دانید یا به آن انتقاد دارید؟

یکدست شدن ارکان تصمیم‌گیری را نه تنها مفید ارزیابی نمی‌کنم، بلکهمعتقدم ضررهای زیادی برای کشور دارد. یکی از این خطرات، مهاجرتی بودکه اشاره شد اما در کنار ضررهای ناشی از یکدست شد ارکان قدرت، بایددانست که از درون این مولفه فرصت‌های بزرگی هم ایجاد می‌شود که همهباید به آن توجه داشته باشند. در شرایطی که همه ارکان تصمیم‌ساز یکدستهستند، دیگر بهانه‌ای برا ی حل نشدن مشکلات جامعه وجود ندارد. اگرنتوانند مشکلات را حل کنند، مشخص می‌شود که سیاست‌ها و راهبردهایاتخادشده نادرست بوده است و چنانچه این یکدستی منجر به حل مشکلاتگردد، درستی ادعایشان مبنی بر اینکه مسئولان قبلی دلیل وجودی مشکلاتبوده‌اند، تایید می‌شود. اگر دولت جوان و انقلابی فعلی بتواند مشکلات را حلکند، ما دعاگویش هستیم و اگر موفق نبودند، خواهیم گفت حالا که شکستخوردید، راه چاره در تغییر سیاست‌هاست. باید توجه جامعه را به این موضوعجلب کرد که میزان شعارها و وعده جریان‌ها و افرادی که دولت قبل واصلاح‌طلبان را همواره متهم به حرکت در مسیری برخلاف خواست ملتمی‌کردند، تا چه اندازه واقعی بوده و هست. به عنوان نمونه اکنون شرایطخوبی برای مذاکره فراهم شده و حتی آمریکا اعلام کرده که حاضر به لغوتحریم‌ها و بازگشت به برجام است. بنابراین اگر نتوانند در مذاکرات موفقشوند، باید اعلام شود حداقل ۵۰ درصد مشکل از طرف تصمیم‌گیران کشوراست، اما اگر موفقیتی حاصل شد، می‌توان موج مهاجرت را مهار کرد ونخبگان را به کشور بازگرداند. با فقر، تورم و بیکاری مبارزه کرد و کشور رادر ریل  جهش اقتصادی قرار داد.

معاون سیاسی وزارت کشور در دولت اصلاحات بودید و بهخوبی با اعتراضات مردمی به مقولاتی مانند بی‌آبی، یعنی همینمشکلی که اکنون اصفهان با آن درگیر است، آشنا هستید. تحلیل‌تان از این موضوع چیست و چه تدبیری باید اندیشیدهشود؟

مشکل بی‌آبی بسیار مهم است و بخش‌های مهمی از کشور را درگیر کرده وخواهد کرد. این مشکل منحصر به ایران هم نیست، چنانکه در آینده‌ای نزدیکبخش‌های مهمی از منطقه را در برمی‌گیرد. یعنی شاهد جنگ آب در داخل وعرصه بین‌الملل خواهیم بود. به‌عنوان نمونه زمانی‌که ترکیه اقدام به ساخت وراه‌اندازی سد می‌کند، بخش‌هایی از ایران و عراق را تحت تاثیر قرار می‌دهد. همین‌طور سیاست‌های افغانستان درباره رود هیرمند، ایران را تحت‌تأثیر قرارمی‌دهد. اینگونه نیست که این تصمیم مربوط به یک کشور باشد و کشورهایدیگر با مشکل کم آبی مواجه نباشند. بحران کم‌آبی موضوعی است که برایکاهش آسیب ناشی از آن، نیازمند دولت قوی هستیم تا بتواند از حق ایراندفاع کند. باید توجه داشت به سبب توسعه نامتوازنی که در داخل کشور شکلگرفته، اکثر مردم ناراضی هستند. چنانکه هم خوزستان پرآب ناراضی است وهم چهارمحال بختیاری، یزد، کرمان و دیگر استان‌های کشور. مشکل آبجدی و مربوط به زندگی مردم است. بنابراین به غیر از تصمیمات کلان فنی،تنها راهی که می‌تواند مشکل آب را مرتفع کند، جلب رضایت، همکاری ومشارکت مردم است. اگر این راهکار محقق نشود، کشور مدام درگیر مشکلاست.

برخی اظهارنظرهای غیرکارشناسی شده اخیر درباره مشکل آب،ناراحتی مردم نگرانی را افزایش داده؛ مانند توصیه اقامه نمازباران بجای بیان مطالبات آبی مطرح شد.

این افراد تا پیش از این مدعی بودند، رأی بد مردم عامل مشکلاتی مانندبی‌آبی است و اکنون که مردم به‌زعم آنان خوب رأی داده‌اند، به دنبالبهانه‌های دیگری هستند. آقای کاظم صدیقی عنوان کرده بود که مشکلات بهدلیل بی‌تقوایی و بی‌ایمانی مردم است و حالا هم آقای علم‌ا‌لهدی مطرح کردهکه خداست که باران نازل می‌کند. جامعه هیچگاه به این اظهارات توجهیندارد، چراکه می‌داند راهکار حل مشکل کم‌آبی آنچه نیست که این افرادمطرح می‌کنند و آگاه هستند بسیاری از کشورهای کم‌آب‌تر از ایران بوده‌اندکه توانسته‌اند بر این مشکل غلبه کنند. از مواردی که سبب تقویت دموکراسیدر کشور می‌شود، مشکلاتی است که فقط با تصمیمات دولتی حل نشده، بلکهنیازمند مشارکت مردمی است. در غالب جوامع دنیا دو دسته مسأله و مشکلوجود دارد. برخی از مشکلات تنها با اراده دولت قابل حل است و مردم نقشزیادی جز اینکه به دولت برای حل آن فشار وارد کنند ندارند. به‌عنوان نمونه۹۰درصد تحقق لغو تحریم‌ها به دولت ارتباط داشته که با اتخاذ سیاستیمناسب به مذاکره بپردازد. اگر این دولت بتواند تحریم‌ها را لغو کند، بدینمعناست که وضع اقتصادی جامعه ۲۰-۳۰ درصد بهبود پیدا می‌کند. درمقابل برخی مشکلات و مسائل تنها با تصمیم و اراده دولت قابل رفع نیست واگر دولت‌ها نتوانند رضایت مردم را جلب کنند، در برابر آن از سوی مردممقاومت جدی وجود دارد و به سادگی قابل حل  نیست. به عنوان مثال اگربرای رفع مشکل کم‌آبی استان اصفهان، دولت تصمیم بگیرد ذوب‌آهن یا فولادمبارکه  را به استان دیگری منتقل کند، حتما مردم اصفهان مانع خواهند شد؛مگر اینکه پیش از آن و در ازای این جابه‌جایی، تسهیلات اقتصادی مناسبیبرای اصفهان در نظر گرفته شده باشد. در مورد مشکل آب هم باید اینگونهعمل کرد، یعنی اگر مردم رضایت داشته باشند و مشارکت کنند، مشکل کمبودآب یا بی‌آبی قابل حل است. باید برای حل مشکلات جامعه به طرق مختلف وبه‌صورت مدنی رضایت مردم را جلب کرد. اگر به کشاورزان اصفهانی گفته می‌شود که نباید برنج بکارند، باید در پیش روی آنان آلترناتیوی قرار داد کهمطمئن شوند با درآمد بیشتری می‌توانند زندگی خود و خانواده‌شان را تامینکنند. همچنین چنانچه ممنوعیت کاشت برنج به صورت دستوری ابلاغ شود،مردم نیز به اقداماتی چون شکستن خط لوله انتقال آب به یزد دست خواهندزد، چراکه تصور می‌کنند از حق و حقوق  خود محروم  شده‌اند. بنابراین راهحل این دست از مشکلات نیازمند مشارکت مردم است و آن هم تنها از طریق جلب رضایت مردم فراهم می‌گردد و راه دیگری وجود ندارد. حل مشکلاتیچون بحران آب، آلودگی هوا یا فرونشست زمین نیاز به توجیه شهروندانداشته و هرکس باید به وظایف خود آگاه باشد. لازم به ذکر است مشارکتمردم هنگامی محقق خواهد شد که دولت تصمیم ملی و راه صحیحی را درپیش گرفته باشد، زیرا درغیراین‌صورت توجیه شهروندان هم نتیجه خاصی رادر پی نداشته و آنان اقدامات دولت را ناعادلانه و غیرمنصفانه می‌پندارند.

اصلاح‌طلبان در مقطع فعلی هیچ مسئولیتی را برعهده نداشته ومدیریت تمام ارکان قدرت به‌ویژه دولت در اختیار جناح مقابل است. به هرحال برخی افراد که اکنون به دولت و مجلس راه یافته‌اند،پیش از این اتهامات زیادی را به شما و دیگر اصلاح‌طلبان واردکرده بودند. اینک با توجه به این موضوع آیا حاضرید به دولتبرای عبور از سد مشکلات کمک کنید؟

همکاری و کمک به دولت را چنانچه به پذیرفتن پست دولتی تعبیر کنیم؛ مطلقاقبول ندارم اما اگر منظور ارائه راه‌حل باشد حتما این کار را خواهیم کرد،زیرا پای منافع ملی در میان است. قطعا اگر دولت برای حل مشکلات کشورنیازمند همکاری و همفکری باشد، محال است که اصلاح‌طلبان دست رد بهسینه آنان بزنند، چراکه این مشکلات به جریان و گروه خاصی تعلق نداشته واین عدم همکاری موجب ورود آسیب و خسارت جدی به کشور می‌شود. درصورتی‌که وضعیت بی‌دولتی در کشور حاکم شود، همه از جمله اصلاح‌طلبان بازنده هستند، زیرا امنیتی وجود نخواهد داشت تا فرزندانمان دراین جامعه زندگی کنند. بنابراین حتما حاضر به کمک هستیم.

از ابتدای آغاز به کار دولت‌ سیزدهم، شعارهای زیادی دربارهاستفاده از نظرات کارشناسان و سیاسیون داده شد، اما ظاهراچندان توجهی به این پیشنهادات نبود. آیا هیچ‌گونه تماس وارتباطی از سوی دولت برای اخذ دیدگاه‌ها و ارائه راهکارهای‌تان باشما برقرار شد؟

متاسفانه اقدامات نمایشی همچون اعلام شماره تلفنی برای اخذ نظراتمخالف، به معنی جلب همکاری منتقدان نیست. ما اعلام کرده‌ایم که اگر درموضوعاتی مثل احیای برجام و لغو تحریم‌ها موفق شدید از شما حمایتمی‌کنیم، زیرا منافع کشور است. ایرادی هم ندارد که بگویید دولت آقایروحانی عرضه نداشت و ما عرضه داشتیم و توانستیم تحریم‌ها را لغو کنیم. تمام تلاش خود را برا ی لغو تحریم‌ها از طریق احیای برجام به عمل آورید وما هرگز یادآوری نخواهیم کرد که برجام را خیانت محض دانسته و می‌گفتیدکه حق مذاکره با آمریکا را ندارید. به هرحال سهوا به منافع ملی از دریچهرقابت‌های سیاسی می‌نگریستید و برای تضعیف رقیب و دولت روحانی چنینشعارهایی را می‌دادید، اما حالا که دولت روحانی وجود ندارد و خودتان درمصدر امور هستید، پس مشکلات را حل کنید. برای حل مشکلات کشور حتماهمکاری خواهیم کرد. به‌عنوان نمونه اگر درخواست ارائه راهکاری ملی برایحل مشکل آب کشور را داشته باشند، حتما در خدمتشان هستیم وراهکارهایی برای حل این بحران در اختیارشان قرار خواهیم داد. من حتی زمانی که در زندان بودم، به بازجوها می‌گفتم تا جلساتی با کارشناسان ترتیب دهند که در موضوعات مختلف با آنان به بحث پرداخته و برای حل مشکلات کشور راهکارهایی بیابیم. پس چنانچه منظور از همکاری پذیرفتن پست دولتی باشد، نه آنها حاضر به دادن پست هستند و نه ما حاضر به پذیرش آن هستیم؛ زیرا پست گرفتن در این حالت مرزها را مخدوش می‌کند، اما حتماباید همه به دولت کمک کنیم تا به حل مشکلات داخلی و خارجی بپردازد.

مجلس یازدهم بیش از ارائه طرح‌هایی که مشکلات اقتصادی ومعیشتی مردم را حل کند، به موضوعاتی مانند طرح صیانت ازفضای مجازی مشغول است که در اولویت جامعه نبوده و انتقاداتزیادی را برانگیخته است. با‌توجه به اینکه در فضای مجا زی فعالهستید، تحلیل‌تان از اصرار مجلس برای طرح چنین موضوعاتیچیست؟

اصولگرایان پس از فوت آقای هاشمی و به‌ویژه در طول دولت دوم آقایروحانی، مسیر خود را تغییر دادند. پیش از آن در موضوعات مختلف و درطرح‌های ارائه شده مانند انتخابات، اندک ملاحظاتی وجود داشت که پس ازفوت ایشان این اندک ملاحظات را نیز کنار نهادند. رفتارشان به‌گونه‌ای استکه در توصیف ‌اش نمی‌توان از واژه‌های معمول استفاده کرد و قطعا اینرفتارها خوشایند جامعه نیست. آنان نه تنها هیچ زمانی از ما برای حلمشکلات کمک نخواستند، بلکه با رفتار و اقدامات خود سبب عصبانی‌ترشدنمردم گشته و همین نیز سیل مهاجرت، به‌خصوص مهاجرت نخبگان را فراهمساخته ‌است. مردم احساس می‌کنند جایگاهی در کشور ندارند و تنها افرادمشخصی صاحب حق و جایگا ه هستند که آنان هم با مردم غریبه‌اند. اخیراروزنامه کیهان در مطلبی نقل کرده بود که آمریکا به‌طور مرتب از ایران گلمی‌خورد و نتیجه گرفته بود که این کشور پیر شده پس در آستانه فروپاشیاست! اینکه چگونه از مقایسه این دو کشور به یک چنین موضوعی دست پیدامی‌کنند، مسأله‌ای درخور توجه بوده و تنها می‌توان اینگونه آن را توجیه کرد کهکمترین اطلاعی از وضعیت کشور خود و موقعیت جهانی آمریکا ندارند کهچنین ادعاهایی را مطرح و همه را متحیر می‌کنند! برخی از اظهارات وادعاهای این افراد چنان ناامید کننده است که بیم آن می‌رود هر لحظهمشخص شود طراحان این قبیل ادعاهای پوچ و بی اساس، همگی نفوذیبوده و قصد داشتند که با اقدامات خود، موجبات عصبانیت روزمره و خشمبیش از پیش مردم را فراهم سازند. نباید از خاطر برد که هنوز هم از این قبیلافراد در بسیاری از کشورهای دنیا مانند انگلیس، آمریکا، سوئد و… وجوددارد، ولی هرگز از وجود آنان در مشاغلی که مستقیما با زندگی مردم ارتباطدارد، استفاده نمی‌شود. به عنوان مثال در آمریکا هنوز هم افرادی از گروه « آمیشها» زندگی می‌کنند که اعتقادی به تکنولوژی نداشته و آن را  شیطانیمی‌دانند. حال تصور کنید که چنانچه هدایت آمریکا به اینان سپرده شود، چهنتیجه‌ای جز برهم خوردن نظم و نظام جهان بر اثر مدیریت آنان حاصلمی‌شود. یکی از حقوق شهروندی آ میشها عدم استفاده از برق است و تاآنجا که دایره این حق محدود به خودشان باشد، هم بلااشکال است اما آیامی‌توان متصور شد در جهانی که همه امور آن از طریق برق و به وسیلهتکنولوژی‌های پیشرفته و اینترنت اداره می‌شود، گروهی تمام جامعه را ازداشتن نعمت برق محروم سازد؟ خیر. بر همین اساس ما نیز می‌پذیریم کهبخش‌هایی از جامعه دیدگاه‌های خاص خود را داشته باشند، به شرط آنکههرگز در مصادر امور کشور قرار نگیرند، زیرا به‌واسطه دیدگاه‌های خاصخود ضربات جبران ناپذیری را به کشور وارد می‌کنند. واقعا مضحک است کهاین دسته از افراد وقتی که در همه دنیا از زندگی صحبت می‌شود، با افتخاراعلام می‌نمایند که درصدد تبدیل بهشت زهرا به قطب فرهنگی ایران هستند! کجای جهان سراغ دارید که قبرستان را به قطب فرهنگی تبدیل کرده باشند؟مرگ کمترین نسبتی با قطب فرهنگی ندارد. البته در شرایط جنگی و برایتشویق مردم به جنگ، از این دست موضوعات مطرح می‌شود اما درزندگیعادی طرح چنین موضوعاتی منطقی نیست. برخی افراد در رقابت با یکدیگراز این قبیل موضوعات را مطرح می‌کنند و متاسفانه بخشی از این اقدامات بهنام دین و روحانیت تمام می‌شود.

البته روحانیت مظلوم  واقع می‌شوند، چون چنین اقداماتی را بهآنها  منتسب می‌کنند.

درست است. روحانیونی که چنین اقداماتی را قبول ندارند، باید به میدان آمدهو مانند آقایان منتظری، صانعی و صافی گلپایگانی انتقاد خود را در فضایدلسوزانه بیان کنند. سایر مراجع و روحانیون هم باید در حد خود کمک کنند.

لینک کوتاه

برچسب ها

، ،
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.