• تاریخ انتشار : چهارشنبه 19 آبان 1400 - 15:18
  • کد خبر : 4782
  • چاپ خبر
19 آبان سالگرد اعدام «حسین فاطمی»، نخست وزیری که اعدام شد

از ایستادگی در دفتر روزنامه باختر امروز تا ایستادن مقابل جوخه اعدام

شاید بتوان حالا گفت که حسین فاطمی حتی در مرگ و شهادتش نیز برگی دیگر از وضعیت وقت ایران را روشن کرد. روزگاری که در آن خبر اعدام وزیر سابق که دادگاهش جنجالی شده بود، حذف و جرح و تعدیل می شده است.

امتداد-میرا قربانی فر:  فاطمی را که از اتاقش بیرون آوردند سوار کامیون (آمبولانس) شود، خواهش کرد یک سیگار به او بدهند. یکی از افسران سیگاری آتش زد و به او داد و این آخرین تقاضایش از زندانبانانش بود.روز اعدام هوا به شدت سرد بود اما او با یک لا پیراهن و پیژامه‌ای پشمینه به میدان تیر لشکر دو زرهی تهران قدم گذاشت و هنگام اعدام به جای عفوخواهی و تضرع با بلند‌ترین صدایی که در توان جسم تب دار و بیمارش بود نام عزیزترین‌هایش، ایران و مصدق را فریاد زد و بعد صدای رگبار گلوله در میدان تیر پیچید.

دادستان ارتش پس از اعدام در مصاحبه‌ای با توصیف حالات و روحیه او پیش از تیرباران گفته بود:«آن موقع روحیه‌اش به قدری قوی بود که اگر کسی وارد اتاق می‌شد و از جریان اوضاع اطلاع نداشت هرگز باور نمی‌کرد این شخص کسی است که چند دقیقه دیگر باید تیرباران شود و وصیت‌نامه‌اش را هم نوشته است».او که سحرگاه نوزده آبان، سربلند، تن به جوخه اعدام سپرد، وزیرامورخارجه دولت مصدق، دکتر حسین فاطمی بود.

روزنامه نگاری و دوستی با محمد مسعود

در سپیده دم ۱۹آبان ۱۳۳۳، مردی به جوخه اعدام سپرده شد که یکی از چهره‌های مطرح تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود.خاصه اینکه به گفته دکتر مصدق، فکر ملی شدن نفت پیشنهاد او بوده است.مردی که از وادی روزنامه نگاری با خیال انگیزی ادبی به ورطه سیاست وجمهوری خواهی می‌رسد،همراه و با حمایت روزنامه نگار جنجالی و پرآوازه دیگر«محمد مسعود» روزنامه نگاری می کند، به زندان می افتد وپس از شهریور ۱۳۲۰از زندان آزاد می شود.

او بعدها دکتری حقوق سیاسی از فرانسه می‌گیرد، نماینده مجلس می‌شود، ترور می شود، وزیر امورخارجه می‌شود وسرانجام … این‌ها بخشی از نکاتی است که می شود تیتر وار از میان زندگی کوتاه اما پرفراز و نشیب دکتر حسین فاطمی به آن اشاره کرد.گروهی او را رابط میان دولت مصدق ودربار می دانستند و بر اساس آن اقدام به از میان برداشتن او کردند و ماجرای ترور وی بر مزار دوستش محمدمسعود به یکی از جنجالی ترین گره های ممکن در تاریخ تبدیل شد.چرا باید گروهی مذهبی با ادعای مبارزه با استعمارگران، در حالی فاطمی را ترور کند که او یکی از اصلی ترین مخالفان نفوذ انگلستان در ایران است؟ روایت های بسیار از دست‌های پشت پرده این ترور بعدها گفته شد اما به نظر می رسد همچنان گره و رمز و راز اصلی به جای خود باقی مانده است.

اختلاف بر سر مدرک تحصیلی فاطمی از فرانسه

مساله مدرک تحصیلی حسین فاطمی نیز البته محل اختلاف است. به گزارش تاریخ ایرانی، در سال‌های اخیر دکتر «هادی خانیکی» استاد علوم ارتباطات در آغاز دوره‌های درسی خود در مقاطع مختلف، نخست این پرسش را با دانشجویان در میان می گذارد که «نخستین ایرانی که به دریافت دکتری روزنامه‌نگاری در خارج از کشور نایل آمده کیست» و اکثر قریب به اتفاق، پاسخ را نمی‌دانستند و تا می‌شنیدند تعجب می‌کردند. نامی آشنا اما در عرصه سیاست و دیپلماسی یعنی دکتر حسین فاطمی.

اما از سوی دیگر هنوز هم در بسیاری از متون، دکتریِ فاطمی در رشته حقوق ذکر می‌شود. مسعود بهنود نیز در کتاب «کُشتگان بر سر قدرت» او را فارغ‌التحصیل حقوق معرفی می‌کند. مرحوم مهندس عزت‌الله سحابی اما در خاطرات خود (نیم قرن خاطره و تجربه، صفحه ۱۱۴) بر آنچه دکتر خانیکی می‌گوید صحه می‌گذارد. اینکه با دکتریِ روزنامه‌نگاری هم سرنوشت روزنامه‌نگارانی چون جهانگیر صوراسرافیل را پیدا کرد از عبرت‌های تاریخ این سرزمین است.

آن چه اما در این میان به نظر می رسد، درست تر باشد این است که حسین فاطمی در رشته حقوق دکتری گرفته است و حتی موضوع پایان نامه وی نیز «وضعیت کار در ایران» بوده است و بعدتر در همان فرانسه به دلیل علاقه مندی به رشته روزنامه نگاری دیپلم عالی روزنامه نگاری را از مدرسه ای در پاریس گرفته است.

اولین کسی نیز که در ایران به صورت آکادمیک روزنامه نگاری خوانده است را باید محمد مسعود دانست که از بلژیک فارغ التحصیل شده است.
البته که در زمان تحصیل در فرانسه او در روزنامه محمد مسعود می نوشته است و مسعود حق التحریرهای وی را برای کمک به ادامه تحصیل فاطمی برای او ارسال می کرده است.

طراح ملی شدن صنعت نفت یا سیاست بازی تندرو؟

در این میان گروهی نقش بسیار پر رنگی برای او در ملی شدن نفت قایل بودند.برخی او را تندرو می‌دانستند وبرخی نیز اقدامات او را به خصوص پس از کودتای ناکام ۲۵مرداد ۱۳۳۲، امری طبیعی می دانند. با این حال همچنان نظرها درباره این شخصیت متفاوت است.
آن چنان که «ابراهیم گلستان» او را بیش از آن که وزیر یا روزنامه نگاری شجاع بداند، فرصت طلبی توصیف می کند که می‌توانست روزنامه نگار خوبی باشد اما حیف شده است.بسیاری نیز فاطمی را شخصیتی می دانند که به دنبال ایجاد دموکراسی وجمهوری در ایران آن روزگاربود وبرای رسیدن به آن از هیچ اقدامی فروگذار نکرد وسرانجام نیز جان خود را در این راه قربانی کرد.


شاید آن روز که در تتیر روزنامه اش نوشت «خائنی که می‌خواست وطن را به خاک و خون بکشد، فرار کرد» تصور نمی کرد تنها در ۴۸ ساعت بازی چنان تغییر کند که با این تغییر جانش را برای آرمانش خواهد داد.

از ساختمان وزارت تا کنج زندان

روز ۱۹ آبان و ساعتی پس از اجرای اعدام فاطمی بود که، اطلاعیه دادستان ارتش به این شرح منتشر می شود: «دکتر فاطمی که در اثر قیام ملی ۲۸ مرداد ۳۲ فراری و در پناه اشرار توده‌ای قرار گرفت، پس از دستگیری و تعقیب و تسلیم به دادگاه به موجب احکام صادره در دادگاه عادی و دادگاه تجدیدنظر اعمالش به منظور به هم زدن اساس حکومت تشخیص و به اعدام محکوم و با انجام تشریفات قانونی ساعت ۶ صبح امروز تیرباران شد.»
اما فاطمی که پس از کودتای ۲۸ مرداد بر ای ماه ها فراری بود چه کرده بود که چنان مغضوب دربار و شاه بود که از میان همه قربانیان کودتا تنها او مقابل جوخه اعدام قرار گرفت؟ حسین فاطمی در هنگام مرگ تنها ۳۷ سال داشت و فرزندی سه ساله به نام سیروس که پیش از اعدام قیمومیت او را به دکتر محمد مصدق سپرد. پیکر او را پس از اعدام در حالی که شش گلوله سینه و قلب بیمارش را شکافته و شلیک تیر خلاص به زندگی‌اش پایان داده بود،به ابن‌بابویه شهر ری بردند. او وصیت کرده بود پیکرش را یا در قبرستان ظهیرالدوله کنار آرامگاه رفیق همیشگی اش محمد مسعود یا در جوار شهدای ۳۰ تیر به خاک بسپارند که سرانجام پس از انجام مراسم مذهبی خواسته دوم وی محقق شد.

مسیر سخت تا مقابل جوخه اعدام

اماپیش از رسیدن به این زمان از زندگی کوتاهش، فاطمی مسیری پرپیچ و خم را پیموده بود.محاکمه سردبیر روزنامه باختر امروز که وزیر کابینه مصدق نیز بود،در پاییز ۳۳ به اندازه بازداشتش پر سر و صدا بود و همه این‌ها مثل اختفای هشت ماهه‌اش، نشانی بود از استیصال رژیمی که تمام ماه های پس از کودتا را همچنان صرف جست‌وجو برای یافتن فاطمی کرده بود. سید حسین فاطمی در واپسین روزهای سال کودتا، در خانه فردی به نام محسنی در میدان تجریش بازداشت شد،اما چه چیزی مسیر این وزیر جوان و محبوب را تا رسیدن به چنان عصر دلگیری که او بازداشت می شود پیش برده بود؟

برای یافتن آن باید گامی به عقب برداشت و به۲۵ مرداد بازگشت.شب هنگامی که حسین فاطمی به عنوان وزیر امور خارجه دولت وقت به صورتی تحقیر آمیز بازداشت می شود و بعدها گفته شد که حتی به وی فرصت تغییر لباس را نیز نداده اند.هر چند کودتا در ۲۵ مرداد ناکام باقی ماند و دکتر حسین فاطمی با احترام آزاد شد اما همه این اوضاع موقت بود. فاطمی در سه روز بعدی تندترین نطق ها را علیه شاه و دربار انجام داد و از محمدرضا پهلوی به عنوان فراری بغداد یاد کرد.

۳ روز سرنوشت در ۱۳۳۲

سه روز گویا برای دربار و کودتاچیان زمان بسیاری بود تا ورق بازی وارونه شود و برخلاف ۳۰ تیر ۱۳۳۱ و ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ ، در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ، بخت و مردم با مصدق یار نبودند و ضربه نهایی بر پیکر دموکراسی نوپای ایرانی فرود آمد و دولت قانونی مصدق با مدد دلارهای بیگانه سقوط کرد. از ظهر روز کودتا که گذشت و تهران از یاران نخست وزیر که خالی شد، نوبت به اراذل و اوباش شعبان بی مخ که رسید هدف های مشخصی برای حمله وجود داشت و یکی از اولین مکان ها و هدف ها برای حمله نیز دفتر روزنامه باخترامروز بود. دفتر این روزنامه در حالی مورد حمله قرار می گرفت و آتش می گرفت که سرمقاله‌هایش به قلم وزیری که سردبیرش بود بارها آتش به جان سلطنت زده بود.


باختر امروز به مدیرمسئولی حسین فاطمی از فاصله ۲۵ مرداد تا روز تلخ حمله به دفتر روزنامه ، بارها فرار شاه را هدف حملات تندش قرار داده بود. وزیری که همیشه می خواست همچنان روزنامه نگار خطابش کنند و حتی صدارت هم نتوانست صدای رسا و بلندش را خاموش کند، که او صدارت را نه از سر چرک نویسی در مطبوعات به دست آورده بود و نه سودای آن داشت که آزادگی قلمش را با هیچ منصبی تاخت بزند، در سه روز فاصله بین کودتای اول و دوم ، در سه روزی که باید بارها بازخوانی شود که چگونه مردم راهی خانه شدند تا کودتاچیان پیروز شوند، تندترین سرمقاله ها را علیه شاه فراری نوشت و مشخص بود که از اولین مکان هایی که به آن حمله خواهند کرد دفتر همین روزنامه خواهد بود.

اما حسین فاطمی تا هشت ماه بعد روزگار را در گریز و مخفیانه گذراند و حتی به درخواست ها برای خروج از کشور نیز توجهی نکرد و همچنان در ایران ماند. در حالی که بعدها گفته شد در دو مرحله ، شرایط فرار وی از کشور مهیا شده بوده اما او اصرار داشت همچنان در ایران بماند.

بازداشت و زندان

در نهایت هشت ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد، حسین فاطمی بازداشت شد .فاطمی در همان ابتدای بازداشت مورد سوقصد واقع شد و اگر نبود شجاعت و جسارت خواهرش سلطنت خانوم فاطمی شاید دستگاه پهلوی از دادگاه نمایشی که تا ابد لکه ننگ پرونده آنان بود رهایی می یافت.اما خواهر، جان را سپر برادر کرد تا حسین فاطمی نه برای حضور در دادگاه که برای شهادت در پیشگاه تاریخ زنده بماند. فاطمی در نخستین ساعات بازداشت مورد سوءقصد توسط نوچگان شعبان بی مخ قرار گرفت و در حالی که سعی می کردند وی را به قتل برسانند خواهرش بدن خود را سپر برادر کرد و ضربات چاقوها را برتنش پذیرا شد تا مقابل قتل برادر را بگیرد.

اما دکتر حسین فاطمی از‌‌‌ همان لحظه اول به مرگش یقین داشت و می‌گفت «در مقام تظاهر و عوام‌فریبی» نیست. در دادگاه هم بار‌ها بر استقلال‌خواهی و میهن‌پرستی‌اش تاکید و تصریح کرد که «ما از نهضتی به پیشوایی دکتر مصدق حمایت کردیم که هیچ قصد و غرضی جز عزت و استقلال مملکت نداشت. من برای آن کشته می‌شوم که اولین اقدامم در وزارت بستن سفارتخانه و قطع رابطه با انگلستان بود. هیچ مایوس نیستم، از هر قطره خون من هزاران نهال می‌روید و با تایید خداوند قهار، انتقام این ملت ستم‌دیده را از استعمار ناپاک می‌گیرد.»

در نهایت در روز ۱۹ مهر ۱۳۳۳ به دنبال ۱۰ جلسه محاکمه نفس‌گیر، دادگاه عادی شماره یک دادرسی ارتش به ریاست تیمسار سرتیپ قطبی به اتفاق آرا حسین فاطمی را به اعدام محکوم کرد و شایگان و رضوی را با یک درجه تخفیف مستحق حبس ابد دانست. احکام برای فرجام‌خواهی به دادگاه تجدیدنظر ارجاع شدند و در نتیجه حبس ابد دکتر شایگان و مهندس رضوی به ۱۰ سال حبس کاهش یافت اما تغییری در حکم فاطمی ایجاد نشد.
یک ماه پس از صدور حکم اولیه و در سحرگاه ۱۹ آبان ۱۳۳۳ حکم اعدام برای دکتر حسین فاطمی اجرا شد و این وزیرخارجه سابق و روزنامه نگار همیشگی در مقابل جوخه اعدام قرار گرفت.

حسین فاطمی، روزنامه نگار، وزیر امور خارجه و یا دارای هر سمت دیگری اگر بود اما نامش بیش از همه سمت ها برای ایستادگیش بر سر آرمان و اعتقاد و باورهایش است که بر تارک این سرزمین خواهد درخشید. مردی که نه نظام مستبد و خودکامه داخلی ونه نیروی خارجی و نه حتی بدن تبدارش هیچ‌گاه نتوانست او را متوقف کند. او نه از تبار سیاست مداران که روزنامه نگارانی بود که برای عقیده خود تا پای جان می ایستادند. ۱۹ آبان ، اما فقط سالگرد اعدام یک وزیر حق طلب از پی کودتا نبوده است بلکه روز اعدام روزنامه نگاری نیز بود که هیچ کدام از مناسبات قدرت او را خفه نکرد؛ چراکه می‌توان این‌گونه توصیف کرد که حسین فاطمی نه برای سمت وزارت امور خارجه که بیش از همه از بابت مقالات و گزارش‌ها و نطق‌های آتشینش در جایگاه یک روزنامه‌نگار بود که مغضوب دربار واقع شد و همین، بهانه‌ای شد که مقابل جوخه اعدام قرار گیرد.

حاشیه هایی که تمام نشد

در این میان اما زندگی فاطمی پر از جزییاتی است که نامش را بارها در تاریخ ایران تکرار کرده است. یکی از این موارد اشاره به باجناق بودن حسین فاطمی با سپهبد مهدی رحیمی است که بعدها و در ۱۳۵۷ و پس از انقلاب اسلامی ایران اعدام شد. بسیاری از آنان که به این نسبت اشاره می کنند شاید نمی دانند که فاطمی و رحیمی احتمالا هیچ گاه یکدیگر را ملاقات نکرده اند و احتمالا اصلا فاطمی از این وضلت خبر نداشته است. زمانی که فاطمی در زندان بوده است، همسرش پریوش به همراه خواهرش برای ملاقات با وی می آمده است و در آن زمان افسر جوانی دلباخته خواهر همسر حسین فاطمی می شود و بعدتر نیز با خواهر همسرفاطمی ازدواج می کند. ازدواجی که اساسا بعد از اعدام سید حسین فاطمی رخ می دهد. هر چند در تاریخ معاصر و بعد از اعدام رحیمی بارها به این نسبت فامیلی و سرنوشت متفاوت دو باجناق اشاره شده است اما حقیقت این است که این نسبت فامیلی اصلا در زمان حیات فاطمی نبوده است.

مساله عجیب دیگر درباره سیدحسین فاطمی شاید این است که شاه تا پیش از کودتا به او علاقمند بوده و حتی او را برای نخست وزیری به مصدق ترجیح می داده است. اما فاطمی این مساله را به مصدق اطلاع می دهد چون خود را به او وفادار می دانسته است و این موضوع باعث دلگیری شاه از فاطمی می شود. اما با این همه بعدتر و تنها چند ماه پیش از کودتای ۲۸ مرداد، به فاطمی بالاترین مدال حکومتی (نشان همایون) داده شدو بعدتر به فاصله حدود دو سال بعد از دریافت این نشان ، دارنده آن اعدام شد.

فرزند فاطمی، کودکی که دور از وطن بزرگ شد

یکی از معماهای زندگی فاطمی اما ماجرای فرزند اوست، که حتی در نام وی نیز اختلافاتی وجود دارد، این که او را باید علی خطاب کرد یا سیروس!

شاهین فاطمی برادرزاده فاطمی (که برخی او را منبع قابل اعتنایی نمی دانند) مدعی است که شاه تمام مخارج تحصیل فرزند فاطمی(سیروس) را در خارج از کشور تقبل کرد و برای مراسم عروسی او در آمریکا هدیه فرستاد و هدیه را نیز جعفر شریف‌امامی برده است.

این ادعای شاهین فاطمی اما به صراحت توسط مرحوم حسین شاه حسینی، از اعضای هیات رهبری جبهه ملی رد و تکذیب شده است.  شاه حسینی بارها تاکید داشت که اول این که فاطمی اداره مالی فرزندش را به آیت الله سید رضا زنجانی سپرده بود و هزینه ها نیز از طریق دیگری ارسال می شد و هیچ ربطی به شاه ایران نداشت. او تاکید داشت که خانواده فاطمی و همسرش سطوتی نیازی به کمک دربار ایران نداشته اند.
از سوی دیگر دکتر فاطمی پیش از مرگش دکتر محمد مصدق را وصی و قیم فرزندش کرد و پس از او نیز مسئولیت‌ها را به یکی از برادرانش سپرد.
البته که همسر فاطمی نیز در تمام سال‌های دهه‌های ۳۰ و ۴۰ و ۵۰ کوشید فرزند را از سیاست و این خاطره دور نگاه دارد و حتی زبان فارسی نمی‌داند و به خاطر همین دوری در سال ۵۷ حاضر به امضای اطلاعیه معرفی شاه به عنوان قاتل پدر خود نشد.

از سوی دیگر مسعود بهنود در «کشتگان بر سر قدرت» فرزند فاطمی هنگام اعدام پدر را با نام علی و دو ساله معرفی می کند. شاهین فاطمی اما پسرعموی خود را وکیل سرشناس در انگلستان خود به عنوان «سیروس» یاد می‌کند. شاهین فاطمی بعدها می گوید که سیروس در زمان بازداشت پدر ۹ ماهه بوده و در زمان اعدام پدر نیز حدود دو سال و اندی داشته است.

درباره نام نیز برخی از وقایع نگاران نام شناسنامه ای فرزند فاطمی را علی و نامی که خطاب می شده است سیروس دانسته اند.اما آن چه قطعا مشخص است، این است که فرزند فاطمی دور از ایران و شاید حتی بدون یادگیری زبان فارسی بزرگ شده و تحصیل کرده است.

حواشی زندگی و اعدام دکتر حسین فاطمی اما همیشه بوده و ادامه داشته است. ماجرای جزییات ترور وی بر سر مزار محمدمسعود که یک سال پیش از این ترور، در تروری دیگری به دست خسرو روزبه از اعضای حزب توده به قتل رسید؛ تا روایت های مجله«اطلاعات هفتگی» از آخرین دقایق اعدام وی که در تناقض با گزارش خبرگزاری رویترز است، حتی اکنون نیز از وی چهره ای چند وجهی می سازد.

در نهایت مرور نشریات وقت اما نشان می دهد بسیاری از نشریات تنها به خبر اعدام این وزیرخارجه که روزنامه نگار نیز بود پرداخته اند یا برخی از آنان حتی همین خبر را نیز پوشش نداده اند. به نظر می رسد برخی از این نشریات ترجیح داده اند به جای یک خبر یک خطی دستوری اصلا، شرحی از ماجرا ننویسند چنان که برخی گزارش نشریه اطلاعات هفتگی را نیز درست نمی دانند.

شاید بتوان حالا گفت که حسین فاطمی حتی در مرگ و شهادتش نیز برگی دیگر از وضعیت وقت ایران را روشن کرد. روزگاری که در آن خبر اعدام وزیر سابق که دادگاهش جنجالی شده بود، حذف و جرح و تعدیل می شده است.

لینک کوتاه

برچسب ها

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.