• تاریخ انتشار : شنبه 1 خرداد 1400 - 17:13
  • کد خبر : 2588
  • چاپ خبر

آزادی و حاکمیت ملی دال گفتمانی نهضت آزادی ایران

بنیانگذاران و رهبران نهضت آزادی با تاکید بر هویت ایرانی اسلامی و با هدف مبارزه با استبداد و کسب آزادی های اساسی مبتنی بر ارزش های اخلاقی و اسلامی این تشکیلات را تاسیس کردند و خود را پیرو افکار مصدق دانستند، همانطور که مرحوم بزرگان در زمان تاسیس و معرفی مرامنامه این تشکیلات می گوید که ما مسلمان ،ایرانی و تابع قانون اساسی و مصدقی هستیم. این جزو باورهای مهندس بازرگان  به طور خاص و دیگررهبران و بنیانگذاران نهضت آزادی ایران بود.از طرفی رفتار و نوع سیاست ورزی رهبران یک تشکیلات سیاسی تجلی مرامنامه و باورها و سند مواضع آن تشکیلات است

روز پنج شنبه هفته گذاشته شصتمین سالگرد نهضت آزادی برگزار شد. در این مراسم مجازی آذر منصوری قائم مقام دبیرکل حزب اتحاد ملت گفت:

شصتمین سالگرد نهضت آزادی ایران را به اعضای این تشکل تبریک عرض می کنم و یاد و نام بنیانگذاران و رهبران فقید نهضت، زنده یادان آیت الله طالقانی، دکتر شریعتی، شهید چمران ، مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی و دکتر ابراهیم یزدی و دیگراعضای فقید نهضت را گرامی می دارم. آنها که در راه آزادی،حاکمیت ملی، اصلاح و مقابله با استبداد و خودکامگی ودر راه اعتلای ایران به معنای واقعی نماد مجاهدان نستوه بودند.برای جناب آقای مهندس توسلی دبیر کل محترم نهضت و نیز اعضای دیگر نهضت هم آرزوی سلامتی و موفقیت در تداوم این راه پرفرازو نشیب را دارم.همچنین پیشاپیش سالروز حماسه تاریخی دوم خرداد را گرامی می دارم.

موضوع صحبت من آزادی و حاکمیت ملی  به عنوان دال گفتمانی نهضت آزادی است.چرا این دو شاخص را به عنوان دال گفتمانی نهضت بر می شمرم؟

به نظرم دلیل را باید در مرامنامه تشکیل نهضت، مواضع و گفتمان رهبران این تشکل و نیز بیانیه های آن جست و جو کرد.

در واقع  گفتمان یه تشکل در مواضع رهبران آن و نیز بیانیه هایی که به مناسبت های مختلف منتشر می شود، و نیز رفتار و نوع زیست مبارزات رهبران و اعضای آن تجلی پیدا می کند.

اگر حاکمیت ملت را به مثابه اداره امور کشور با اتکا به آراء ملت و به رسمیت شناختن حق دخالت مردم در تعیین سرنوشت خود بدانیم،این حق بدون به رسمیت شناختن حق انتخاب آزاد شهروندان غیر ممکن خواهد بود. در واقع به میزانی که حق انتخاب آزاد از شهروندان سلب شود، اصل حاکمیت ملی نیز اعتبار و جایگاه خود را از دست خواهد داد. همان طور که وقتی دایره انتخاب مردم روز به روز محدود ترو تنگ تر می شود، نهادهای بر آمده از این شیوه انتخاب و این نوع انتخابات اثر بخشی خود را از دست خواهند داد و در یک کلمه جمهوریت به محاق خواهد رفت.این نهادها نه تنها هیچ تشابه و نسبتی با حاکمیت ملت نخواهند داشت، بلکه در کوتاه مدت به اندک سالاری واقلیت سالاری در میان مدت به استبداد و در دراز مدت هم همه انچه که قوام بخش امنیت ملی و منافع ملی ورضایت مردم است را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد.من در صحبتی که در سالگرد دکتر ابراهیم یزدی داشتم به عوامل داخلی تهدید کننده امنیت ملی پرداختم و اینجا هم در ادمه یحث به ان اشاراتی خواهم داشت.

هر نوع قاعده، ضابطه و استصوابی یا نظارتی که این حق را از شهروندان سلب کند نقض حاکمیت ملی است.متاسفانه مسیری که شورای نگهبان به صورت مکرر و مداوم در مواجهه با انتخابات و نهادهای ی انتخابی و منتخبین ملت در پیش گرفته است نه تنها نقض حاکمیت ملی است که در قانون اساسی بر ان تصریح شده است،بلکه انتخابات را هم از معناو مفهوم تهی می کند و این موضوع  یکی از پایه های اصلی و مبانی انقلاب اسلامی را در نهایت به محاق خواهد برد.همان اصلی که مقدمه شکل گیری انقلاب ۵۷ بود وبی توجهی به آن باعث انحطاط و اضمحلال رژیم گذشته شد.شما ببینید در طی چهار دهه همین واژه رجل سیاسی دستخوش چه تفسیرهایی شده و کار به جایی رسیده که عملا ظرفیت چرخش نخبگان را غیر ممکن کرده است. فاجعه بارتر اینکه نهاد شورای نگهبان که باید از قانون پاسداری کند،خود در مغایرت با وظایف و اختیارات قانونی خود به جای نهاد قانونگذاری کشورقانون وضع می کند وبه جای رئیس جمهور ابلاغ هم می کند. یا تفسیری که از رجل سیاسی می شود و متاسفانه عملا با اینکه تاکید بنیانگذار جمهوری اسلامی بود، زنان ایران که نیمی از جمعیت کشور هستند از حضور در مقدرات اساسی مملکت حذف شده اند.(اینجا لازم می دانم نام و یاد اعظم طالقانی عزیز را گرامی بدارم که در هر انتخاباتی کوشید تفسیر مردانه از رجال سیاسی را به چالش بکشد) البته این به باور من اصلا محدود به زنان نیست و زنان فقط به نظرم یک مصداق روشن و عینی تر  این رویه حذفی شورای نگهبن هستند، این رویه عملا موضوع مهم چرخش نخبگان و به کارگیری این ظرفیت و سرمایه انسانی که اصلی ترین سرمایه های یک ملت هستند را از کشور گرفته است. اصلاح طلبان هم در این فضا از حداکثر توان خود برای سیاست ورزی و کنش اصلاح طلبانه استفاده کرده و می کنند.اما این جریان به نظر من آخرین گروه و جریان دمکراسی خواه در ایران است که سیاست ورزی اصلاح طلبانه و خشونت پرهیز را در پیش گرفته است، چرا که حداقل  اعتراضات آبان ماه نیز نشان داد وقتی شکاف بین ملت و حاکمیت به حدی باشد که این نوع سیاست ورزی به حاشیه برود،  کشور در معرض چه مخاطراتی قرار خواهد گرفت.مثال و اشاره به تاجزاده

این مقدمه لازم بود تا بگویم نهضت آزادی  ایران اولین تشکیلاتی بود که به مقابله با استبداد پرداخت.آزادی ملت،استقلال کشور،حاکمیت ملی، اجرای قانون اساسی ،حکومت اسلامی ،پنج ضلع اهداف و آرمان نهضت بود که تحقق همه آنها  در گرو انتخابات آزاد می دانست.یعنی به عنوان مثال اگر ما مجلس یا نهادهای انتخابی نداشته باشیم که برگرفته از یک انتخابات آزاد نباشد، استقلال نداشته باشد، دیر یا زود ادامه این مسیر منجر به استبداد خواهد شد و و نهادهای برآمده از چنین انتخاباتی هم جاده صاف کن استبداد خواهد شد.این مقدمه تضعیف حاکمیت ملی است که بیشترین آسیب را در دراز مدت به منافع و امنیت ملی کشورو تمامیت ارضی وارد می کند و تجربه تاریخ هم نشان داده که در چنین شرایطی بستر برای تضعیف جایگاه کشور در منطقه و جهان و استیلا و نفوذ قدرت های خارجی فراهم خواهد شد(حتی اگر قدرتمند ترین قدرت نظامی منطقه هم باشیم).در واقع وقتی حاکمیت به سمت افزایش دایره قدرت نهادهای غیرپاسخگو شیفت پیدا می کند،آرام آرام همه سنگرهایی که می تواند تجلی ازادی و حاکمیت ملی باشد فتح خواهد شد.

بنیانگذاران و رهبران نهضت آزادی با تاکید بر هویت ایرانی اسلامی و با هدف مبارزه با استبداد و کسب آزادی های اساسی مبتنی بر ارزش های اخلاقی و اسلامی این تشکیلات را تاسیس کردند و خود را پیرو افکار مصدق دانستند، همانطور که مرحوم بزرگان در زمان تاسیس و معرفی مرامنامه این تشکیلات می گوید که ما مسلمان ،ایرانی و تابع قانون اساسی و مصدقی هستیم. این جزو باورهای مهندس بازرگان  به طور خاص و دیگررهبران و بنیانگذاران نهضت آزادی ایران بود.از طرفی رفتار و نوع سیاست ورزی رهبران یک تشکیلات سیاسی تجلی مرامنامه و باورها و سند مواضع آن تشکیلات است.

مهندس بازرگان را می توان یکی ازنمونه ها نمادهای آزادی و دینداری تاریخ  ایران و نیز سیاستمداری اصلاح گرانه دانست.

چرا؟

۱٫بازرگان آزادی  را فقط یک مفهوم سیاسی صرف نمی دانست.او اعتقاد داشت این آزادگی یک ارزش دینی است که اتفاقا رشد و تکامل انسان تنها در سایه آزادی است که اتفاق خواهد افتاد.اینکه اساسا رسالت انبیااین بوده که انسان را ازسرسپردگی به هر معبودی غیر خدا آزاد کنند.در واقع تکلبف مهندس بارزگان و نسبت او با آزادی  در سه سطح روشن است.او در کتاب بازیابی ارزش ها دینداری را یک امر اختیاری برای انسان می داند.و تاکید می کند که بر اساس لااکراه فی الدین انسان در قبول دین کاملا آزاد است.این آزادی را خدا با انسان عطا کرده است و هیچکس حق ندارد این ازادی را سلب کند.این جمله مهندس بازرگان که : اگر در جامعه اسلامی ملحدها یا سست ایمانان و بی تقواها مورد تکفیر یا آزار و مجازات کنیم در حقیقت اصل لااکراه فی الدین را نقض کرده ایم در واقع نسبت بین ازادی که او به ان باور داشت با آزادی های اجتماعی را نشان می دهد. بزرگترین سند تقابل مهندس بازرگان با استبداد به اعتقاد من سند دفاعیات او در دادگاه رژیم پهلوی است.که نوع نگاه او را در به رسمیت شناختن حق حاکمیت ملی نیز به نوعی به رخ می کشد: منظور ما در این بحث استبداد ،هر گونه حکومت یا طرز  اداره ای ست که بر حسب تشخیص و تصمیم یک فرد یا افراد خاصی، بدون مشورت و رضایت حکومت شوندگان اجرا گردد ،خواه اسما و خواه رسما چنین باشد،یا ظاهر و عنوان دیگری داشته،عملا این طور باشد، همچنین اعم از اینکه این فاعل مایشایی از روی حسن نیت و دعوی خیر و احیانا در جهت خیر و خدمات صورت گیرد،در جهت اصلاح و ترقی عمل شود یا از روی منافع و ا خصوصی و با ظلم و فساد اعمال گردد.” برای بازرگان یک حکومت فقط اگربه آرای مردم رجوع کند می تواند غیر استبدادی باشد.توصیه می کنم که این دفاعیات را کامل بخوانید.

اما اجازه می خواهم به مصادیقی ازدکتر ابراهیم یزدی نیزاشاره کنم و بعد یحثم را جمع کنم.

دکتر یزدی باور داشت که در جهان امروز نهادینه شدن مردمسالاری ازپیش نیازها و پیش شرط های اجتناب ناپذیر حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور است.او معتقد بود اگر دولتی تمامی امکانات نظامی را در اختیار داشته باشد و این امکانات از امکانات دشمن احتمالی هم به مراتب بیشمتر باشد،اما فاقد مشروعیت مردمی باشد نمی تواند از امکانات نظامی برای تقابل با دشمن استفاده کند.عکس این قضیه نیز صادق است. یعنی اگر دشمنی با تجهیزات و امکانات نظامی برتر به کشوری با امکانات کمتر حمله کند،ولی رابطه دولت ملت در حد بهینه باشد،مردم و دولت دست به دست هم می دهند و دشمن را بیرون می اندازند.او نهادینه شدن حاکمیت ملت را در تلازم با مصالح، منافع و امنیت ملی می داند و مبارزات او رنج هایی که در این راه کشید نیز نشان می دهد که تا چه حد آزادی و حاکمیت ملت در دال گفتمانی او جا داشته اند. در واقع دکتر ابراهیم یزدی نشان می دهد که اساسا توجه به الزامات دور کردن تهدیدها از کشور،به رسمیت شناختن تمامیت ارضی کشور و در یک کلام حفظ ایران و استقلال و منافع ملی ایران در گروه به رسمیت شناختن حق ازادی و حاکمیت ملی است. در تمامی بیانیه های نهضت که به خصوص در هر بزنگاه انتخاباتی و دفاع از حق شهروندی منتشر می شود  بر این دو محور همواره تاکید شده است.و این جزیی از ما کیستیم نهضت آزادی است که به اعتقاد من دال گفتمانی نهضت آزادی ایران است. دو دال گفتمانی که نشان از رویکرد و گفتمان اصلاح طلبانه این تشکل سیاسی دارد. برای انکه حق مطلب بیان شود نیاز به وقت بیشتری بود اما به هر حال سعی کردم در این وقت محدود خلاصه ترین بحث را خدمت شما ارائه کنم. هر چند معتقدم نهضت آزادی ایران نیز متناسب با اقتضائات امروز ایران باید دست به نوسازی گفتمانی خود بزند. من از مصداقهایی  که می شد از آیت الله طالقانی و دیگر رهبران و بنیانگذاران نهضت آورد به دلیل محدودیت وقت صرف نظر کنم. هر چند هر یک آنها فرزند زمان خود بودند.هر چند هر حرکت جمعی خالی و بری از نقد نیست.

در هر حال فکر می کنم این دو دال گفتمانی  دارای بیشترین قرابت ها با گفتماصلاح طلبان پیشرو در ایران است.

لینک کوتاه

برچسب ها

،
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.